آسیبشناسی بازتاب ظرفیتهای تاریخ شفاهی در پایاننامههای دانشگاهی (1357-1404ش)
نویسندگان
1 استادیار، گروه باستانشناسی و تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، ایران
doi
10.30484/ganj.2025.3289چکیده
هدف: بررسی نظاممندِ آسیبهای ساختاری و محتوایی پایاننامههای دانشگاهی حوزۀ تاریخ شفاهی در بازۀ زمانی پس از انقلاب اسلامی تاکنون، هدف پژوهش حاضر را تشکیل میدهد. متعاقباً، توجه بر شناسایی چالشهای موضوعی، روششناختی، پراکندگی زمانی، مقطع، گرایش و کانونهای تولید و تبیین تأثیر آنها بر کیفیت و اعتبار پژوهشهای دانشگاهی مبنی بر تاریخ شفاهی متمرکز است.روش: این پژوهش با رویکرد آسیبشناسی و به روش توصیفی-تحلیلی، با مراجعه به پایگاههای معتبر نمایهساز پایاننامهها و با استفاده از رویکرد کمی-کیفی دادهها انجام یافته است.یافتهها: نتایج نشاندهندۀ چالشهای متعددی هستند. از لحاظ موضوعی، تمرکز نامتوازن بر مناطق مرزی و سلطۀ گفتمان انقلابی-دفاعی به حاشیهرانی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی انجامیده و از نظر روششناختی، ضعف بنیادین در بهکارگیری چارچوبهای نظری و غلبۀ الگوی توصیفی وجود دارد. فقدان نوآوری موضوعی و کلیگویی در انتخاب عنوانها و غیبت مشهود حوزههای بینارشتهای از دیگر آسیبهاست. بررسی ساختاری، نشانگر شکاف عمیق مقاطع تحصیلی (با غلبۀ کمی کارشناسیارشد) و متعاقباً عدم پیوستار پژوهشی میانمقطعی، منجر به سطحینگری نسبی روشی و نظری شده است. از منظر سالشماری، پایاننامهها پس از رکود اولیه به رشد افراطی و درنهایت ثبات مبنی بر اشباع دستیافتهاند. این رویکرد منجر به کمیگرایانۀ تولید انبوهی از پژوهشهای فاقد توانایی برای توسعۀ علم تاریخ شده است. تمرکز نامتوازنِ پراکندگی جغرافیایی کانونهای تولید پایاننامهها و متعاقباً ایجاد خلأهای جدی در ثبت تجاربزیسته مردمان مناطق مختلف، از دیگر یافتههای پژوهش حاضر است.نتیجهگیری: درنهایت دریافت میشود که تاریخ شفاهی در فضای دانشگاهی ایران هنوز نتوانسته از تمامی ظرفیتهایش در تولید دانش اصیل و متوازن استفاده نماید و نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاریهای پژوهشی، آموزش روشمند و توسعۀ زیرساختهای نظری و اجرایی است.