چارچوب نظریه نخبه گرایی در اندیشه سیاسی شهید مطهری
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسیارشد رشته معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)
2 استادیار علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)
doi
10.22084/rjir.2020.20863.2977چکیده
هدف: نظریات نخبهگرایی بر پایه مبانی و اصول فلسفی خاص خود سامان مییابند و متناسب با همان مبانی، کنشهای سیاسی ویژهای را تجویز میکنند. این نظریات میتوانند به عنوان الگوی تحلیلی برای توصیف و تبیین وضع موجود یا تجویز برای وضع مطلوب مورد استفاده قرار گیرند. هدف این مقاله، تبیین چارچوب نظریه نخبهگرایی بر مبنای سنت اسلامی در اندیشه سیاسی شهید مطهری است. روششناسی پژوهش: این مقاله دادههای خود را با استفاده از روش مطالعه اسنادی گرداوری نموده و با روش تفسیری اشتراوس، متون مرتبط مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که مبانی فلسفه اجتماعی شهید مطهری از قبیل اصالت توأمان فرد و جامعه، تکامل اجتماعی جوامع و رابطه فرد و جامعه مبانی اصلی نظریه نخبهگرایی ایشان را سامان میدهد که با تمرکز بر آنها چارچوب نظریه نخبهگرایی در اندیشه سیاسی شهید مطهری طراحی شده و برخی ثمرات تحلیلی آن از جمله الگو اثرگذاری نخبگان سیاسی در تغییر و تحولات اجتماعی بیان میشود. نتیجهگیری: در دیدگاه شهید مطهری، نخبگان به عنوان اقلیت اثرگذار اجتماعی و سیاسی، زمانی در ایجاد تغییرات سیاسی موفق ظاهر میشوند که علاوه بر داشتن یک دسته ویژگیهای ذاتی و اکتسابی، کنش خود را بر پایه یک بینش و عقبه هوشمندانه سامان دهند. آنان باید علاوه بر شناخت بستر اجتماعی و فرهنگ جامعه خود، نیاز حقیقی جامعه را شناخته و در چارچوب فلسفه تاریخ و مسیر کلی تکامل اجتماعی، جریانها و جنبشهای سیاسی را رهبری و راهبری کنند.