تأثیر دانش اقناعی بر نگرش و سبک زندگی مصرفکنندگان محصولات ارگانیک؛ نقش واسطهای تردید به تبلیغات
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت بازرگانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت رسانه، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.
doi
10.22059/jibm.2021.324278.4128چکیده
هدف: دیدگاههای متفاوتی در خصوص دلایل عدم تمایل مردم به مصرف محصولات سبز وجود دارد. این پژوهش با رویکردی جدید به نقش دانش اقناعی (در سه بخش عامل، فنی و موضوعی) بر تردید به تبلیغات (محرکها و ادعاها) و در نتیجه آن، واکنش مصرفکننده (نگرش و سبک زندگی) پرداخته است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر جمعآوری داده توصیفی، از لحاظ نوع پیمایشی و از نظر ماهیت کمّی است. در این روش دیدگاه اولیه در قالب مدل مفهومی مطرح و با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری، الگوی روابط آزمون شده است. یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که علیرغم تأثیر معنادار دانش اقناعی بر بدبینی و تأثیر معنادار بدبینی بر واکنش مصرفکننده و نیز، اثر میانجی معنادار بدبینی در رابطه بین دانش اقناعی و واکنش مصرفکننده، این اثرها در اجزای متغیرها بهصورت کامل صادق نیست. روابط بین متغیرهای اصلی معنادار ارزیابی شد؛ اما این موضوع برای ارتباط میان عوامل (زیربُعدهای) دانش اقناعی تأیید نشد. نتیجهگیری: اینکه عموم مردم تمایلی برای مصرف محصولات ارگانیک از خود نشان نمیدهند و تبلیغات اینگونه محصولات را نمیپذیرند، از خوداقناعی بهواسطه دانش و آگاهی موجود آنها نشئت میگیرد؛ زیرا اثر محرکها تنها در جلب توجه است، اما درک و واکنش رفتاری مصرفکننده (بهصورت سبک زندگی و نگرش) به اعتماد به ادعای تبلیغاتی و کاهش تردید در این خصوص وابسته است. پس، بازاریابان حوزه سلامت و محیط زیست، برای افزایش علاقهمندی و کاهش بدبینی مخاطبان، بایستی ابتدا به افزایش و اصلاح ساختار فکری مردم بپردازند.