بررسی ظرفیت سه داستان از رسالهی دلگشای عبید زاکانی بر اساس مؤلفه های تفکر فلسفی لیپمن
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
2 دانشگاه اصفهان
3 دانشگاه اصفهان
4 دانشگاه خوارزمی
doi
10.22099/jcls.2017.24046.1474چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل محتوای داستانهای رسالهی دلگشا اثر عبید زاکانی بر پایهی نظریهی لیپمن دربارهی تفکر فلسفی است. برای دستیابی به این هدف، کوشش بر آن بودهاست تا با مرور مختصری بر آراء لیپمن، مؤلفههای تفکر فلسفی از دیدگاه وی شناسایی و استنتاج گردند. پس از مطالعه و بررسی، مؤلفهها به سه گروه مؤلفههای تفکر انتقادی، خلاق و مراقبتی تقسیم شدند. در بخش دوم، به کمک روش تحلیل محتوای قیاسی و با توجه به چهارچوب نظری فراهمشده در بخش نخست، مؤلفههای تفکر فلسفی در سه داستان منتخب از رسالهی دلگشا شناسایی و تحلیل گردیدند. یافتههای پژوهش نشان داد که هر سه داستان به دلیل آنکه حاوی مؤلفههایی در زمینهی ابعاد گوناگون تفکر فلسفی هستند، توانایی لازم را در پرورش این نوع تفکر داشته و با افزودن برخی تمرینها و پرسشها میتوان ظرفیت آنها را جهت استفاده در برنامهی فلسفه برای کودکان به میزان قابل توجهی افزایش داد. پیشنهاد میگردد که مؤلفان ادبیات کودک و نوجوان داستانهای این پژوهش را برای دو گروه سنی کودک و نوجوان بازنویسی کنند. این بازنویسی بهتر است به گونهای صورت بگیرد که هیچ مؤلفهای را در متن فرو نگذارد.