سیاست خارجی مکتوب جمهوری اسلامی ایران در پرتو اسناد بالا دستی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای آینده پژوهی مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی دانشگاه شاهد

2 دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه رازی

doi
10.22084/rjir.2019.17604.2560
چکیده

هدف: سیاست‌خارجی شامل تعیین و پیگیری یک سلسله اهداف و منافع ملی کشورهاست که در صحنه بین‌المللی از سوی دولت‌ها تحقق می‌پذیرد. معمولاً همه کشورها در زمینه سیاست ‌خارجی دارای اهداف کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت‌اند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سند چشم‌انداز، به‌عنوان اسناد حاکمیتی و تعیین‌کننده سیاست‌های کلی نظام را می‌توان از جمله اسناد بالا‌دستی و بلندمدت به‌شمار آورد. برنامه‌های توسعه نیز، با توجه به مشخص و مقید بودن آنها به محدوده زمانی خاصی، می‌توانند به‌عنوان اسناد پائین‌دستی و با اهداف کوتاه‌مدت و یا میان‌مدت دولت‌ها تلقی گردند. در مقاله پیش‌رو، در مرحله اول قانون اساسی به‌عنوان مبنا و معیار اصلی فرض‌گردیده و میزان انطباق یا عدم‌انطباق برنامه‌های پنج ساله توسعه کشور با قانون اساسی و سند چشم‌انداز، همچنین سایر برنامه­ها با یکدیگر و میزان تغییر و تحولات ایجاد شده در این برنامه‌ها، در حوزه سیاست خارجی سنجیده می‌شوند. در مرحله دوم به این پرسش پاسخ داده می‌شود که چالش‌های سیاست خارجی مکتوب جمهوری اسلامی ایران در اسناد مکتوب و نگارش شده در برنامه‌های توسعه، دربرگیرنده چه مواردی است؟ روش‌شناسی پژوهش: روش به‌کار گرفته شده در این پژوهش، مطالعه اسنادی است که با روش توصیفی- تطبیقی، اسناد با یکدیگر مطابقت داده شده‌اند و با نگاهی تحلیلی، چالش‌های اسناد مکتوب سیاست خارجی مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که در برنامه‌های مختلف توسعه، توجه به مقوله سیاست خارجی همواره روند پر نوسانی را طی نموده و یکی از مهم‌ترین چالش‌های موجود در تدوین این اسناد، تکرار جهت‌گیری‌های کلی در قانون اساسی و سیاست‌های کلی برنامه‌ها بوده و برنامه­ها فاقد ارائه طرح و راهکار اجرایی برای پیشبرد جهت‌گیری‌های کلان کشور در مبحث سیاست خارجی می‌باشند. نتیجه‌گیری: تأمل در گزاره‌های برنامه‌های توسعه نشان می‌دهد که هنوز اعتقادی به بهره‌گیری از سازوکار دیپلماسی و به‌طورکلی سیاست خارجی، برای پیشبرد برنامه‌های توسعه کشور وجود ندارد.