بررسی شگردهای خوانش انتقادی در کتاب های تصویری داستانی ایرانی

نویسندگان

1 دانشجو/ دانشگاه شیراز

2 دانشجو/ دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jcls.2017.3993
چکیده

چکیدهنابرابری قدرتِ آفرینندگان آثار ادبی ویژه‌ی کودکان و نوجوانان با مخاطبان خود از یک سو و پذیرش ناگزیری آغشته‌بودن متن‌های کودکان و نوجوانان به ایدئولوژی ازسوی دیگر، منتقدان و نظریه‌پردازان ادبیات کودک را به این بحث کشانده است که باید خوانندگان کم‌سال را از حضور و چگونگی حضور ایدئولوژی در متن آگاه کرد تا خواننده به‌جای پذیرش یک‌سویه به خواننده‌ی کنشگر متن تبدیل شود و بدین وسیله، خود را از فشار ایدئولوژی کتاب برهاند.سخنان نودلمن (۲۰۰۰) پیرامون تأثیر فاصله‌گذاری بر مخاطب، مگیلیس (۲۰۰۹) در اهمیت و کارکرد چندصدایی، استیونز (۲۰۱۱) درباره‌ی نقش گفت‌وگومندی نمونه‌هایی از ادعای یادشده‌‌اند.ضمن تأکید بر نقش مابان و آموزگاران، می‌توان انتظار داشت که مؤلفان آثار، راه خوانش انتقادی را بر خواننده باز گذارند. برخی کتاب‌های تصویری‌داستانی که در دهه‌های اخیر در ایران منتشر شده است، نشان از توجه بعضی پدیدآورندگان این آثار به چنین رویکردی دارد.مقاله‌ی حاضر، به‌دنبال کشف شگردهایی است که آفرینندگان کتاب‌های تصویری‌داستانی ایران، جهت گسترش توانایی خوانش انتقادی خوانندگان کم‌سال خویش به‌کار می‌گیرند. این پژوهش از نوع کیفی، روش داده‌یابی اسنادی و روش داده‌کاوی، تحلیل محتوا به روش استقرایی است. تحلیل‌های این پژوهش نشان می‌دهد که هر دو نمونه‌ی پژوهش، در این مسیر گام برداشته‌اند؛ اما امکان خوانش انتقادی در آن‌ها به‌صورت کامل فراهم نیامده است.