جایگاه و نقش سازمانهای غیردولتی در توسعه امنیت انسانی

نویسندگان

1 روابط بین الملل، حقوق و علوم سیاسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22124/wp.1970.3470
چکیده

امنیّت یکی از اساسی­ترین دغدغه­های جوامع انسانی در طول تاریخ بوده است. در عصر وستفالیایی، دولت مهم­ترین نهاد تأمین کننده امنیّت تلقی می­گردید. بعد از جنگ جهانی دوم، در عصر جهانی شدن، و دوران پساوستفالیایی، مفهوم امنیّت بسیار فراگیر و گسترده شده است. مفهوم امنیّت نظامی – سیاسی به امنیّت انسانی تحول یافته است. این بٌعد جدید امنیّت نه در سطح دولت- ملت، بلکه در سطوح و ابعاد مختلف، مطرح می­باشد. مراقبت از امنیّت انسانی در مقابل انواع تهدیدات، به یکی از وظایف اصلی دولت و حکومت­ها تبدیل شده است و آنان موظفند در برنامه­ریزی خود امنیّت انسانی را در اولویت قرار دهند. در نیمة دوم قرن بیستم، در کنار نهاد دولت، نهادهای غیردولتی نظیر شرکت­های چندملیّتی، سازمان­های بین­المللی و سازمان­های غیردولتی، به­عنوان بازیگران جدید، شکل­گیری مسائل سیاسی، اقتصادی، امنیّتی و فرهنگی در سطوح محلی، ملی و بین­المللی فعالیت خود را گسترش داده­اند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه و نقش سازمان­های غیردولتی در توسعه امنیّت انسانی می­باشد. در راستای دستیابی به هدف پژوهش پرسش اصلی مقالة حاضر این است که سازمان­های غیردولتی چگونه می­توا­نند در توسعه امنیّت انسانی ایفای نقش نمایند؟ جهت پاسخ به پرسش ، براساس روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و با بهره­گیری از نظریه نهادگرایی، این فرضیه را می­توان مطرح نمود «سازمان­های غیردولتی از طریق ایفای نقش اجرایی، تسهیل­گری، مشارکت­جویی، دانش­افزایی و قانون­مداری می­تواند نقش اساسی در توسعه امنیّت انسانی ایفا نماید».