زمینهیابی سهوجهیِ جایگاه قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه (2000-2019)
نویسندگان
1 استاد گروه روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22124/wp.1970.3472چکیده
هرچند قدرت نرم از یکسو ریشه در فکر/عملِ غربی/لیبرالی دارد و از سوی دیگر تنها نزدیک به سه دهه از زمانی که بر سر زبانها افتاد، میگذرد ولی جایگاه مهمی در سیاستگذاری خارجی فدراسیون روسیه یافته است به طوری که به یکی از پربسامدترین مفاهیم در ادبیات مقامات کرملین تبدیل شده است. حال با عنایت به این روند، این پرسش در خور بررسی است که چه عواملی باعث گردیدهاند این کشور جدیت روزافزونی در بهرهگیری از قدرت نرم در پیشبرد سیاست خارجی داشته باشد و واشکافی این عوامل به چه سنخ از ارزیابی در مورد وضعیت کنونیِ قدرت نرم روسیه در عرصه جهانی می انجامد؟ در پاسخ به این پرسش، در این مقاله هدف آن است نوعی تحلیل جامع، که از آن تحتعنوان زمینهیابی سهوجهی یاد شده است، در مورد جایگاه قدرت نرم در سیاست خارجیِ روسیه ارائه گردد. بدین منظور، در ابتدا چارچوب مفهومیِ مختصری در مورد قدرت نرم ارائه میشود. سپس در پرتویِ آن، در سه قسمت مجزا و متوالی استدلال میشود که چگونه عواملِ تاریخیـتجربی، رواییـگفتمانی، و اسنادی جدیت روزافزون فدراسیون روسیه برای بهره گیری از قدرت نرم در پیشبرد سیاست خارجی را به بار آورده اند. به بیان دقیق تر، با بهرهگیری از روندکاوی تاریخی نشان داده میشود که کاربست قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه از دوران اتحاد شوروری تاکنون چه سیر تطوری را پیموده است؛ با اتکا به روش کتابخانهای، شرحی مختصر و البته ارزیابانه از روایتهای روسی درباره قدرت نرم ارایه میگردد؛ و با استفاده از روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی، سیرتطور موضع رسمی فدراسیون روسیه در آیینه اسناد کلانِ کلیدیِ سیاست خارجی این کشور که در هزاره جدید میلادی انتشار یافته است واشکافی می گردد. مقاله در پایان نیز با ارائۀ یک ارزیابی مختصر نتیجه میگیرد قدرت نرم روسیه دارای محدودیتهایی است که تحقق اهدافِ آن را با مشکلات جدید مواجه میسازد.