تحلیل ساختار تودههای ارس (Juniperus excelsa M.B.) در ناحیة رویشی ایرانی- تورانی (مطالعة موردی: منطقة حفاظتشدة پرور، استان سمنان)
نویسندگان
1 بخش تحقیقات گیاهشناسی، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
2 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدة منابع طبیعی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
3 بخش تحقیقات جنگل، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
4 بخش تحقیقات جنگل، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
5 بخش تحقیقات جنگل، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
6 بخش تحقیقات گیاهشناسی، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
7 بخش تحقیقات گیاهشناسی، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
8 بخش تحقیقات گیاهشناسی، مؤسسة تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfwp.2024.381531.1310چکیده
پویایی ساختار مکانی نقش عمدهای در درک مکانیسمهای ساختار جنگل و شکلگیری تنوع زیستی ایفا میکند و تا حد زیادی پایداری جنگل و بهرهوری آن را تعیین میکند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختار تودههای جنگلی ارس (Juniperus excelsa M.B.) در منطقة حفاظت شدة پرور استان سمنان در ناحیة رویشی ایرانی-تورانی در قالب طرح بلندمدت پایش تودههای جنگلی انجام شد. دو قطعه نمونة دائمی یک هکتاری مربعی شکل به صورت تصادفی پیاده و با روش آماربرداری صددرصد، مشخصههای کمی پایه های چوبی اندازه گیری و ثبت شد. ویژگی های ساختاری توده براساس شاخص های مبتنی بر نزدیکترین همسایه محاسبه و تفسیر شدند. در قطعهنمونة یک، ارس با 49/7 درصد (94 پایه) بیشترین فراوانی و نسترن وحشی با 4/8 درصد (9 پایه) کمترین فراوانی را داشتند. همچنین گونههای زرشک و راناس بهترتیب 39/7و 5/8 درصد فراوانی را بهخود اختصاص دادند. قطعهنمونة دو با 75 پایه در هکتار تنها از دو گونة ارس و زرشک بهترتیب با 54 پایه (72 درصد) و 21 پایه (28 درصد) تشکیل شده بود. شاخص کلارک و ایوانز و زاویة یکنواخت نشاندهندة الگوی کپهای درختان بودند. مقدار شاخص آمیختگی برای کل توده در قطعهنمونة یک و دو به ترتیب 0/46 و 0/38 به دست آمد که بیانگر آمیختگی متوسط بود. شاخص تنوع ساختاری ترکیبی نیز در قطعه نمونة یک و دو به ترتیب، 0/47 و 0/48 محاسبه شد که نشاندهندة تنوع زیاد تودههای مورد بررسی بود. پژوهش حاضر نشان داد که کارایی شاخصها در برآورد وضعیت ساختار افقی جنگل مناسب است و میتوانند اطلاعات مفید و ارزشمندی در مورد تودههای جنگلی فراهم کند که در مدیریت و تصمیمگیریها کارساز است.