مهاجرت از سیستان در دورۀ پهلوی دوم (با تمرکز بر بحران بی‌آبی و خشک‌سالی)

نویسندگان

1 دانشیار تاریخ پژوهشکدۀ امام‌خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تاریخ انقلاب اسلامی، پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری تاریخ انقلاب اسلامی، پژوهشکدۀ امام خمینی و انقلاب اسلامی، تهران، ایران

doi
10.30484/ganj.2025.3257
چکیده

هدف: بررسی و شناخت ابعاد تاریخی و اجتماعی مهاجرت‌های ناشی از بی‌آبی و خشک‌سالی در منطقۀ سیستان در دورۀ پهلوی دوم با تمرکز بر اسناد سازمان اسناد و کتاب‌خانۀ ملی ایران.روش/رویکرد پژوهش: پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و برپایۀ اسناد سازمان اسناد و کتاب‌خانۀ ملی ایران به‌دنبال پاسخ به پرسش‌های زیر است:بحران بی‌آبی در سیستان در دورۀ پهلوی دوم، چگونه از مسئله‌ای طبیعی به معضلی اجتماعی و مهاجرت جمعی بدل شد؟در این فرایند چه نقش و کارکردی را برای سیاست‌های دولتی، نهادهای محلی و کنش‌های مردمی می‌توان قائل شد؟چه سازوکارهایی در ناکارآمدی مدیریت این بحران نقش داشته‌اند؟یافته‌ها و نتیجه‌گیری: منطقۀ سیستان در دورۀ پهلوی دوم با بحران بی‌آبیِ ناشی از قطع آب رود هیرمند ازسوی افغانستان و ناکارآمدی سیاست‌های دولت مواجه شد. ساکنان سیستان وضعیت بی‌آبی خود را از دولت پیگیر بودند؛ زیرا ازنظر آنان قطع آب در سیستان نتیجۀ ضعف و بی‌عملی دولت بود. شرایط بدِ اقلیمی، عمل حشر یا بیگاری، ازدست‌رفتن فصل کشت و وقفه‌های طولانی‌مدت (چندین‌ساله) در کشت محصول براثر بی‌آبی، تنگی معیشت ناشی از خشک‌سالی و نداشتن کارِ جایگزین کشاورزی، اختلافات مقامات دولتی در سطح ملی و محلی، کمبود اعتبارات و اجرانشدن طرح‌های توسعه‌ای برای بهبود وضعیت زیرساخت‌های آبیاری در سیستان، و اختلاف اهالی سیستان با یکدیگر موجب کم‌اثرشدن اقدامات عمرانی در سیستان شد و از عوامل مؤثر در مهاجرت از سیستان بود.