گذر کنسروها از سرزمین بوف‌های کور (واکاوی پیوندهای بینامتنی رمان کنسرو غول با بوف کور)

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jcls.2016.3874
چکیده

چکیدهمهدی رجبی از نویسندگان جوانی (متولد ۱۳۵۹) است که در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان نیز فعالیت می‌کند. در این زمینه، تاکنون ۸ اثر از رجبی منتشر شده که تعدادی از آن‌ها در کانون توجه منتقدان قرار گرفته‌اند. یکی از این آثار رمان کنسرو غول است. از ویژگی‌های پیدا و پنهان این اثر که بر آشنایان ادبیات معاصر ایران آشکارشدنی است، همانندی آن با یکی از برجسته‌ترین داستان‌های معاصر ایران و جهان است؛ خواننده‌ی کنسرو غول، در نخستین خوانش خود از این اثر، سایه‌روشن بوف کور را بر آن می‌بیند. با باز‌خوانی این آثار و درنگ بر جزئیات آن‌ها سایه‌ها کنار می‌روند و چگونگی گره‌خوردگی این اثر‌ها با یکدیگر روشن می‌شود. پژوهش پیش رو، حاصل پشت‌ سر گذاشتن این منزل‌هاست. زمینه‌ساز این حرکت، آشنایی با رویکرد بینامتنیت و آراء نظریه‌پردازان به‌نام آن بوده است؛ رویکردی که جوهره‌ی آن در کهن‌ترین کتاب‌های بلاغت فارسی و عربی نمودی آشکار دارد. آنچه بیش‌از هر چیز رمان رجبی را به بوف کور هدایت پیوند می‌دهد، شخصیت‌ها و نوع پردازش آن‌هاست. شیوه‌ی روایت، بن‌مایه و برخی توصیفات نیز پیوند میان این آثار را ژرف‌تر ساخته است؛ پیوندی که ژنت آن را «بینامتنیت ضمنی» می‌نامد.