مدیریت راهبردی سازمانهای مردمنهاد در جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای سیاستگذاری فرهنگی
2 استاد دانشگاه امام صادق (ع)
doi
10.22084/rjir.2020.20898.2982چکیده
هدف: پژوهش حاضر درصدد مطالعه تطبیقی رویکرد دولتهای هشتم و نهم جمهوری اسلامی ایران به سازمانهای مردم نهاد فرهنگی و اجتماعی است. از این منظر پس از بسط فضای مفهومی موضوع، به بررسی ماهیت سازمانهای مردم نهاد خواهد پرداخت. روششناسی پژوهش: مطابق با مستندات موضوعی ارائه شده در این پژوهش، روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش، کتابخانهای میباشد. یافتهها: یافتههای تحقیق حکایت از آن دارند که پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357، تغییر در ساختار سیاسی در ایران، بروز نشانههایی از گفتمان دمکراتیک بجای گفتمان مدرنیسم مطلقه پهلوی و بالاخره انتخاب ساختار جمهوری از سوی رهبران انقلاب برای شکل نظام همه بیانگر سرآغاز جدیدی در حیات سیاسی معاصر ایران و فراهم شدن زمینه برای تکوین نهادهای غیردولتی در ساختار اجتماعی و سیاسی ایران بود ثانیاً، تقویت سازمانهای مردم نهاد در دوران خاتمی به نسبت دوران احمدینژاد بیشتر بوده و این سازمانها در دوران دولت هشتم بیشتر مورد توجه و اهمیت قرار گرفتند. نتیجهگیری: نتیجه کسب شده در این مقاله این است که به دلیل خلاء قانونی و نبود سند راهبردی و تفاوت رویکرد دولتها برای تأسیس، استقرار و توسعه این سازمانها، از ظرفیت بسیارخوب این نهادها تاکنون بهصورت مناسبی استفاده نشده است.