تحلیل متنهای آستانهای در شاهنامههای مصور دوره شاه عباس اول با رویکرد تولید اجتماعی هنر (نمونه موردی شاهنامه 490)
نویسندگان
1 مربی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه کردستان
2 استادیار، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه سیستان و بلوچستان
3 استادیار تاریخ تطبیقی تحلیلی هنر اسلامی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijar.2022.334142.459717چکیده
متنهای آستانهای به مثابه صفحات بدرقهاند که مخاطب برای ورود به متن اصلی با آن ها مواجه میشود. در میان متنهای مصور موجود در دورههای مختلف، شاهنامهنگاری از جایگاه ویژهای برخوردار است. صفحات آستانه ی شاهنامههای مصور تا پیش از دوران شاه عباس اول به دو موضوع رزم و بزم پادشاهان، تمثال فردوسی و شعرای غزنه محدود شدهاند؛ در حالیکه در آستانههای بیشتر شاهنامههای مصور دوره شاه عباس اول مانند شاهنامه 490، تصاویری از به تخت نشستن سلیمان و بلقیس مشاهده میشود. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به تفاوت و جایگزینی این پیرامتنها با دیگر متنهای آستانهای در شاهنامههای موجود است. از آنجا که هدف پژوهش، خوانش متنهای آستانهای در شاهنامههای دوره ی شاه عباس با تکیه بر شاهنامه 490 و تبیین نقش شرایط اجتماعی و فرهنگی در این تحول است، برای دستیابی به اهداف مورد نظر بر اساس نظریه تولید اجتماعی هنر میتوان متنهای موجود را تحلیل کرد. لذا شیوه گردآوری مطالب کتابخانهای و به روش توصیفی- تحلیلی است. در تحلیل تصاویر بر اساس دیدگاه جانت ولف میتوان به این نتیجه رسید که اغلب صفحات بدرقه تا پیش از دوران شاه عباس اول، آشکارا به سفارش دهنده اختصاص داشته است. درحالیکه تغییر این پیرامتن از پادشاه دوران به سلیمان نبی، بیانگر آن است که در این دوران هدف بر آن بوده که بهطور ضمنی شاه عباس را در قالب سلیمان معرفی کنند. به بیان دیگر نگارگران با جایگزینی شاهان در حال به تخت نشستن، با تصاویری به صورت پادشاه- پیامبر سعی بر اینهمانی با او و مشروعیتبخشی به حکومت مذکور را داشتهاند.