نسبت نهادهای پولی بین المللی با توسعه، با تأکید بر ایران
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی بخش علوم سیاسی دانشگاه شیراز
2 عضو هیئت علمی گروه اقتصاد دانشکده علوم انسانی دانشگاه یاسوج
doi
10.22124/wp.2018.3087چکیده
مسئله اصلی این مقاله، تبیین نسبت میان سیاستهای تجویزی نهادهای پولی و مالی بینالمللی اعم از صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی با تحقق توسعه اقتصادی در کشورهاست. تحلیلهای نظری و شواهد تجربی دلالت بر آن دارد که میان نهادهای مذکور با توسعه اقتصادی رابطه مثبت وجود ندارد چرا که اولاً، سیاستهای تجویزی معطوف به سیاستهای لیبرالیستی عام و جهانشمول است در حالی که این سیاستها باید با ملاحظه ساختارهای نهادی متنی تدوین شوند. توجه به مسائل و مقتضیات متنی و سنتها و نهادهای تاریخی کشورها در تعیین الگوی موفق توسعه و موفقیت آن اثر دارد. ثانیاً، نقش «دولت توسعه» نادیده انگاشته شده و باید در دوگانه دولت/ بازار، ترکیب بهینهای از هردو برای هر کشور مشخص گردد. ثالثاً، تنها بر ابعاد صرفاً اقتصادی توسعه تمرکز صورت پذیرفته، در حالی که توسعه، فرآیندی چندبعدی است و هدف اصلی آن، بهبود کیفیت زیستمان انسانی است. با وجود چنین دلائلی که توسعهنیافتگی را برای کشورهای میزبان سیاستهای تجویزی نهادهای پولی و مالی بینالمللی سبب شده، جمهوری اسلامی ایران به اجرای این سیاستها پرداخته است. تحلیل محتوای سخنان تصمیمسازان اقتصادی ایران حکایت از آن دارد که اصلاح ساختارحکمروائی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، اعطاء وزن به دولتها در کنار بازار و در نهایت، ملاحظه اقتضائات اجتماعی و فرهنگی کشورهای میزبان طرحهای توسعه، کاستیها و ضعف نهادهای مالی و پولی بینالمللی را برطرف خواهد کرد.