تقویت ریزساختار کامپوزیت چوب گچ با کربنات کلسیم اصلاح‌شده، سولفانات و نشاسته به‌منظور کاهش جذب آب و افزایش مقاومت مکانیکی

نویسندگان

1 گروه صنایع چوب و کاغذ، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

2 گروه صنایع چوب و کاغذ، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

3 گروه مهندسی عمران-سازه، دانشکدة فنی و مهندسی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

4 گروه صنایع چوب و کاغذ، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.

doi
10.22059/jfwp.2024.367884.1267
چکیده

این تحقیق جهت سبک‌سازی، مقاوم‌سازی چوب گچ به‌همراه کم‌کردن تمایل آن به جذب آب انجام ‌شده است. بدین‌منظور، ابتدا اثر متغیر الیاف رنگبری نشده و سپس اثر متغیرهای کربنات کلسیم اصلاح‌شده با اسید استئاریک، لیگنوسولفانات، پلی‌ونیل الکل، نشاستة ذرت و تاپیوکا بر روی مقاومت خمشی نمونه­ ها بررسی شد. این مواد افزودنی در سطوح مختلف به گچ اضافه شد تا مقدار بهینه جهت بهبود خصوصیات تخته گچ از جمله مقاومت خمشی با آزمون و خطا به‌دست آید. مقاومت فشاری، جذب آب، چگالی و ریز ساختار نمونه­ های تیمارهای بهینه بررسی شد. نتایج نشان داد اسید استئاریک، یک‌لایة پوششی بر ذرات کربنات کلسیم ایجاد و دسترسی رطوبت را تا حدود 1/1 برابر در الیاف رنگبری نشده نسبت به نمونه ­های شاهد به حداقل ­می­رساند. مقاومت فشاری در کلیة تیمارهای خمیر رنگبری نشده نسبت به نمونه ­های شاهد افزایش داشت و این افزایش در نشاسته تاپیوکا مشهودتر بود و نسبت به نمونه­ های شاهد 2/3 برابر شد. در نهایت، تصاویر میکروسکوپ الکترونی توزیع یکنواخت الیاف و بلورهای گچ و در نتیجه بافت همگن و اتصال مناسب بین آن‌ها را نشان داد. حتی با توجه به اینکه نمونه ­های تیمارهای بهینه در رده چگالی کم (0/74 گرم بر سانتی‌متر مکعب) قرار گرفتند، ولی مقاومت فشاری بیشتری نسبت به حداقل مقدار استاندارد داشتند. تخته گچ­ های تولید شده دارای حداقل مقاومت استاندارد و جذب آب مناسبی می ­باشند.