واکاوی پیامدهای خزش شهری در سکونتگاه‌های روستایی پیرامونی (مورد مطالعه: روستاهای جنوب کلانشهر تهران)

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیای انسانی دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی کارشناس ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه شهید بهشتی

3 ،کارشناس جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.52547/gisj.11.2.1
چکیده

کلانشهرها به‌دلیل تمرکز فوق‌العاده قدرت، سرمایه و جمعیت به شکل افقی به مراکز پیرامونی کشیده می‌شوند و این توسعه فیزیکی، اغلب به صورت ناموزون شکل گرفته و باعث بروز مشکلات زیادی همچون تغییر کاربری اراضی، دگرگونی‌های اجتماعی ـ اقتصادی، طبیعی و در نتیجه بروز مسائل زیست‌محیطی می‌شود. عواملی مانند رشد شهری، ارزش زمین و تراکم توسعه از عوامل اساسی شکل‌گیری خزش شهری به‌شمار می‌روند که ساختار درونی شهرها را دگرگون کرده و باعث گسترش شاخص‌های شهری به‌صورت ناهمگن در نواحی پیرامونی شده ‌ و این نواحی را تبدیل به فضاهای بی‌برنامه می‌کند. در این پژوهش، الگوهای خزش شهری و تحلیل تغییرات به‌‌وجود آمده طی سه دوره به‌وسیله سیستم اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور و با استفاده از داده‌ها و تصاویر ماهواره ای لندست TM سال 1986 و +ETM  سال 2000 و +ETM سال 2014 (1365-1379-1393) هجری شمسی انجام شد. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که طی سه دوره گذشته، ساخت‌و‌سازهای مسکونی در این ناحیه به‌طور چشمگیری افزایش پیدا کرده است. به‌طوری‌که مساحت این ساخت‌و‌سازها از89/4  درصد در سال 1986 به 3/10 درصد در سال 2014 افزایش پیدا کرده  و در مقابل، مساحت اراضی زراعی از33/61  درصد در سال 1986 به 7/44 درصد در سال 2014 کاهش یافته است. البته ساخت‌و‌سازهای پراکنده و خزش شهری در ناحیه مورد مطالعه به‌صورت الگوی خزش گسسته بوده که باعث رخداد ناپایداری در بخش کشاورزی و اقتصاد روستایی ناحیه شده ‌ است. همچنین گسترش شبکه راه‌ها، بزرگراه‌ها، شبکه برق و ساخت‌و‌سازهای غیرمسکونی، خزش شهری گسسته را در  ناحیه مورد مطالعه تشدید کرده است. لذا به منظور کاهش ناپایداری کشاورزی و تغییر کاربری اراضی ارزشمند کشاورزی و مرتعی، توجه به برنامه‌ریزی یکپارچه کاربری زمین در کنار برنامه‌ریزی یکپارچه شهری و روستایی، پیشنهاد می‌شود.