مؤلفههای مؤثر بر تحولات وقف در دورۀ قاجار و پهلوی (موردمطالعه: آستان قدس رضوی)
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی سیاسی
doi
10.30484/ganj.2024.3156چکیده
هدف: مقالۀ حاضر با تأکید بر وقفنامههای آستانِ قدسِ رضوی، برآن است تا تحولات وقف در دورۀ قاجار و پهلوی را درارتباطبا تغییر رویکردهای سیاسی-اجتماعی در این دو دوره، بررسی کند.روش/رویکرد: این مقاله از رویکردِ تاریخیِ توصیفی-تحلیلی استفاده کردهاست. بدینمنظور از مفاهیم نظری، بدون تحمیل نظریه به شواهد بهرهگیری شدهاست. درنظرداشتن منطق قیاس استقرایی، نرمافزارهای Excel، S.Q.L، SPSS و بررسی تفاوت معنیداری دادهها، تحلیل آماری این پژوهش را پوشش میدهد.یافتهها و نتیجهگیری: کاهش تعداد واقفان عصر پهلوی نسبت به قاجار، بالأخص در پایگاه بالای پایین و کاهش پراکندگی موقوفات، معنیدار است؛ ضمن آنکه در اولویتبندی مصارف و رقبات نیز شاهد تغییراتی هستیم.بهنظر میرسد وقف در قاجار برای اقشار بالا منافع سیاسی-مشروعیتیابی و اجتماعی-منزلتی داشته و در پهلوی، نهاد وقفی آستان قدس، ابزاری مناسب برای پیشبرد اهداف مدرنیزاسیون و کسب اعتبار برای حکومت بودهاست. در مجموع برای واقفان قشر متوسط مذهبی، نیازهای اجتماعی احساسشده پررنگتر از دیگر اقشار بود؛ که این موضوع در دورۀ پهلوی قوت بیشتری پیدا کرد. در پهلوی نسبت به قاجار، باوجودِ تقویت مؤلفههای مؤثر بر وقف (ثبات نسبی، اقدامات متولیان، تصدی همزمان تولیت آستان و منصب استانداری) با کاهش معنیدار واقفان مواجه هستیم؛ ضمن آنکه واگذاری تولیت به آستان نیز افزایش معنیداری نداشتهاست. بدینسان برای وقف اهمیت اعتمادسازی در درونِ شبکههای دینی، همراهی روحانیت و تشویق حکومت، مؤلفههایی اساسی است؛ زمینههایی که پهلوی در آنها موفق نبود و درنتیجه نتوانست تحولات مثبتی در وقف ایجاد کند.