رهاوردهای نظریه‌ی تمرکززدایی برای ایدئولوژیهای جنسیتی: مطالعه‌ی موردی افسانه‌ی "لجباز"

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

doi
10.22099/jcls.2016.3184
چکیده

هدف از پژوهش حاضر مطالعه‌ی رهاوردهای نظریه‌ی تمرکززدایی (نوسان میان تمرکزگرایی و تمرکززدایی) برای ایدئولوژیهای جنسیتی در افسانه‌ی "لجباز"، از مجموعه قصه‌های صبحی است و از این رو به پرسشهای سه‌گانه‌ی زیر پاسخ دهد:1- کارکرد(های) این مکانیزم شناختی برای ایدئولوژیهای جنسیتی چیست؟2- در پرتو فرآیند شناختی نوسان میان تمرکزگرایی و تمرکززدایی، "شناخت‌عاطفه"‌ی شخصیت برای دستیابی به هدف، با ایدئولوژیهای جنسیتی ، چگونه برهمکنشی دارند و و ویژگیهای جایگاه سوژی برآمده از این برهمکنشها چگونه است؟3- در پرتو این مکانیزم شناختی، همدلی خواننده با افسانه چگونه است؟این پژوهش نشان داد، مکانیزم شناختی نوسان میان تمرکزگرایی و تمرکززدایی، همزمان، منجر به القا و لغو ایدئولوژیها و خوانش انتقادی می‌شود. همچنین در پرتو این رویکرد، شناخت و عاطفه درهم‌تنیده و به‌گونه‌ای یگانه هستند و برهمکنش "شناخت-عاطفه" و ایدئولوژی به این صورت است که شناخت دقیق از مبانی انگیزشی زیربنایی ایدئولوژیهای جنسیتی، عاطفه‌ی متناسب با موقیعت را فرامی‌خواند و تمرکززدایی توامان این دو در مقام یک کل، با تغییر در رفتار به دستکاری ایدئولوژی و در نتیجه دستیابی به هدف می‌انجامد و سرانجام در پرتو این فرآیند شناختی، خواننده‌ی ثابت و ازپیش‌تعیین شده‌ای وجود ندارد بلکه خواننده‌ای در نوسان و جاری ساخته می‌شود که در یک بازی پیوسته میان ساختن و ساخت‌زداییِ همدلی با روایت در نوسان است. با به مرکزآوردن این نظریه، متن، نویسنده و خواننده یگانه می‌شوند و بدین شکل مبنای تازه‌ای برای درک لذت‌بخشی متن‌های ادبی کودک فراهم می‌آید.

کلیدواژه‌ها