نظریه و نقد ادبیات کودک به روایت کتاب ماه کودک و نوجوان (1376 ـ 1380)
نویسندگان
1 دانشگاه هرمزگان
2 دانشگاه هرمزگان
3 دانشگاه هرمزگان
doi
10.22099/jcls.2016.3108چکیده
بررسی نظریهها و نقدهای منتشر شده در نشریات نظری و تخصصی ادبیات کودک، میتواند در روشن شدن مسیر حرکت ادبیات کودک و تبیین نقاط قوت و ضعف جریان نقد و نظریهپردازی آن نقش مهمی داشته باشد. در این پژوهش کوشش شده تا با بررسی مقالههای تألیفی و ترجمه و نقدهای شعر و داستان منتشر شده در ماهنامهی کتاب ماه کودک و نوجوان(سال 1376 تا 1380) به نمایی کلی از وضعیت نظریه و نقد عملی ادبیات کودک، در آن سالها دست یافت. براساس نتایج حاصل، بازنویسی، بازآفرینی و ادبیات عامیانه بیشترین موضوعات مطرح شده در مقالههای تألیفی است که میتواند نشاندهندهی جایگاه و تأثیر ویژهی ادبیات شفاهی و ادبیات کلاسیک در ادبیات کودک و نوجوان ما باشد. تنها پنج مقاله از مجموع مقالههای ترجمهای به موضوعات نظری و نقد ادبیات کودکان اختصاص دارند و مقالههایی تحلیلی بهشمار میآیند . بازاریسرایی و ادبیات کودکانهنما، نقد صاحب اثر بهجای نقد اثر وگاه لحن تند منتقد از موارد قابل توجه در جریان نقد شعر کودک هستند. در مجموع بیشترین رویکرد در بررسی شعر و داستان کودک و نوجوان، رویکردهای مختلف نقد سنتی بودهاست. نقد ساختاری، جامعهشناختی، کهنالگویی و... از رویکردهای جدید نقد در بررسی داستانها هستند. جریان داستاننویسی و نقد آن در این دوره در حال گذار از قالبها و سبکهای سنتی و شناختهشدهی پیشین به سبکها و قالبهای جدیدتر است. قالب طنز در این دوره کمتر مورد توجه منتقدان و نویسندگان بوده است.