پاسخ ریختشناسی برگ گونههای بلوط ایرانی (Quercus brantii) و بنه (Pistacia atlantica) به گرادیان ارتفاع از سطح دریا در جنگلهای زاگرس، ایلام
نویسندگان
1 گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، مازندران، ایران.
2 گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، مازندران، ایران.
3 گروه جنگلداری، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، مازندران، ایران.
4 گروه علوم جنگل، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه ایلام. ایلام، ایران.
doi
10.22059/jfwp.2023.358147.1251چکیده
این پژوهش به بررسی خصوصیات ریختشناسی برگ گونة بلوط ایرانی (Quercus brantii) و بنه (Pistacia atlantica) در 15 رویشگاه جنگلی استان ایلام و در محدودة ارتفاعی حدود 1000 متر (از حدود 1100 تا حدود 2000 متر از سطح دریا)، میپردازد. در هر رویشگاه و از هر گونه، پنج پایه درخت سالم و از هر پایه پنج برگ سالم و بالغ از قسمت بیرونی و وسط تاج جمعآوری شدند. صفات شاخص سطح برگ، طول دمبرگ، طول رگبرگ اصلی، محیط برگ، طول پهنک، عرض پهنک و تعداد دندانههای حاشیة برگ اندازهگیری شدند. دادهها براساس طرح آماری آشیانهای تجزیه و تحلیل شده و میانگین ویژگیهای مورد بررسی با آزمون چند دامنهای LSD مقایسه شدند. نتایج حاکی از اختلاف معنیدار بین تمام صفات مورد مطالعه در بین رویشگاهها به تغییرات ارتفاع بود. در گونة بلوط ایرانی، صفات طول دمبرگ (1/72سانتیمتر)، محیط برگ (20/23سانتیمتر)، طول برگ (8/17 سانتیمتر)، عرض برگ (4/43 سانتیمتر) و سطح برگ (28/16 سانتیمتر مربع) در ارتفاعات بالاتر دارای میانگین بیشتری نسبت به ارتفاعات پایینتر بودند. اما، میانگین صفات تعداد دندانههای چپ و راست برگ به ترتیب 12/26و 12/47، میانگین وزنی بیشتری را در ارتفاعات پایین نشان دادند. در گونة بنه، صفات اندازهگیریشده در ارتفاعات بالاتر همانند طول دمبرگ (0/46 سانتیمتر)، محیط برگ (13/98سانتیمتر)، طول برگ (5/533 سانتیمتر)، عرض برگ (3/29 سانتیمتر) و سطح برگ (12/31سانتیمتر مربع) دارای میانگین بیشتری و تفاوت معنیداری با صفات مورد اندازهگیری در ارتفاعات پایینتر بهترتیب: 0/24 سانتیمتر، 12/26سانتیمتر، 5/18 سانتیمتر، 3/0 سانتیمتر و 10/85سانتیمتر مربع داشتند. وجود تغییرات معنیدار درون جمعیتی، ایدة تنوع ریختی درون جمعیتها را برای گونة بلوط و بنه در سطح منطقهای و حتی در زاگرس تا حدودی تقویت میکند. از میان ویژگی های مورد مطالعه آنهایی که تأثیرپذیری کمتری نسبت به تغییرات محیطی دارند، میتواند در تفکیک گونهها بهعنوان صفت متمایزکننده مورد استفاده قرار گیرد.