انقلاب اسلامی و محدویت های بازتاب در اندونزی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

doi
10.22084/rjir.2019.16196.2403
چکیده

هر انقلابى تأثیرات کم و بیش منطقه‌اى و بین‌المللى دارد و براى ایجاد عمق استراتژیک خود، پیامى را عرضه می‌کند. هرچه پیام انقلاب پر جاذبه‌تر باشد، انسان‌هاى بیشترى به پذیرش و الگوپذیرى از آن روى می ­آورند. انقلاب ایران این پیام را به دنیا عرضه می‌کند که بسیج‌کننده‌ترین ایدئولوژی‌ها اسلام است و بر اساس این پیام پیروزی انقلاب ایران، زمینه‌ساز تحولات گسترده ‏ای در میان مسلمانان جهان بوده و بسیاری از نظام ‏‏های سیاسی و جناح‌ها و احزاب اسلامی در کشورهای همجوار و دور، از آن تأثیر پذیرفته ‏اند. اﻧﻘﻼب اﻳﺮان در واﻗﻊ ﺑﺎ اﺣﻴﺎی ﺗﻔﻜﺮ اﺳﻼم و اﺳﻼم ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﻪ‌ﻋﻨﻮان ﻳﻜﻲ از رﺧﺪادﻫﺎی ﻣﻬﻢ در ﻗﺮن بیستم تلقی می‌شود. هدف از نگارش این مقاله علت ‏یابی بازتاب محدود انقلاب اسلامی ایران در کشور اندونزی بر­اساس نظریه پخش و با بهره­گیری از روش توصیفی- تحلیلی و شیوه کتابخانه ­ای جهت گردآوری اطلاعات است. بنابراین در این مقاله سعی گردیده است با کاربست نظریه پخش هاگراسترند به این سؤال پاسخ داده شود «چرا بازتاب انقلاب اسلامی ایران در کشور اندونزی محدود بوده است» و فرضیه‏ ی «وجود مشکلاتی از جمله وجود دیدگاه ­های متفاوتی نسبت به جریان صدور انقلاب و قدرت­یابی نظامیان در مبدأ و مقصد پخش یعنی ایران و اندونزی مانع گسترش افکار و اندیشه ‏‏های انقلاب شده است» در پاسخ مطرح می‏ شود. یافته‏‏ های برآمده از پژوهش مذکور این بوده، با توجه به مشکلاتی که در ابتدای انقلاب اسلامی در دو کشور وجود داشته است جمهوری اسلامی به تدریج سیاست صدور انقلاب به اندونزی را کنار گذاشته و به سمت گسترش روابط اقتصادی با این کشور رفته است.