زوال و انحطاط جایگاه مرجعیت سیاسی و دینیِ خاندان میرزایی در جامعۀ زنجان
نویسندگان
1 دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.30484/ganj.2024.3140چکیده
خاندان میرزایی همسو با سیاستهای صفویان و با مهاجرت از عراق، به زنجان وارد شدند. درادامه دولت صفوی با اعطای زمینهای فراوان، علمای این خاندان را پشتیبانی کرد. خاندان میرزایی در دورههای بعد تا اواخر عصر قاجار در اجتماع حضوری مؤثر داشتند و بهعنوان یکی از خاندانهای مهم زنجانی شناخته میشدند؛ ولی در دهههای بعد بهتدریج مرجعیت و اعتبارشان رو به افول گذاشت و امروزه نقش و جایگاهی در جامعۀ زنجان ندارند.هدف: در پژوهش حاضر با بررسی و تبیین موقعیت سیاسی و مذهبی و علل زوال جایگاه خاندان میرزایی، به این پرسش میپردازیم که جایگاه دینی و سیاسی خاندان میرزایی در زنجان چگونه ازبین رفت؟ و چه مسائلی موجب زوال اعتبار و جایگاه این خاندان شد؟روش/ رویکرد پژوهش: روش مقاله، پژوهش تاریخی است که با رویکرد توصیفی-تبیینی و براساس منابع کتابخانهای، مقاله، مصاحبه و اسناد خاندان میرزایی در سازمانهای دولتی و خصوصی، به موضوع پرداختهاست.یافتهها و نتیجهگیری: میرزاابوالقاسم مجتهد در دورۀ ناصرالدینشاه قاجار طرف مشورت دربار قرار داشت و از جایگاهی بالا درمیان گروههای مختلف برخوردار بود. با مرگ او، بازماندگانش به ریاست بخشی از جامعۀ زنجان رسیدند و صاحب بزرگترین محاکم شرع شدند؛ ولی چند سال بعد با مهاجرت میرزاابوطالب فرزند دوم میرزاابوالقاسم به تهران و مرگ زودهنگام میرزاابوعبدالله فرزند کوچکتر میرزاابوالقاسم و نیز عدم اقتدار، ثبات و شجاعت لازم میرزاابوالمکارم در جریانهای مختلف اجتماعی و سیاسی بهعنوان جانشین پدر -بزرگ خاندان و عالم طرازاول در زنجان- به موقعیت و جایگاه میرزاییها خدشه وارد آمد. جنبش مشروطه نیز بهضرر خاندان میرزایی تمام شد و آنها بنابه خصایل اخلاقی و کنشهای سیاسی، این زوال را تسریع کردند. مرگ زودهنگام برخی از اعضای خاندان میرزایی، همگامی بازماندگان با نوسازیهای عصر رضاشاه، رقابتهای مالی بر سر میراث اجدادی، مهاجرت از زنجان و کسب پیشۀ غیردینی، موجب انحطاط جایگاه مذهبی و سیاسی خاندان میرزایی شد.