مطالعۀ انسانشناختی الگوهای فرهنگی ترس از سخنرانی در بافت فرهنگی ایرانی، با تکیه برروایتها و اسناد
نویسندگان
1 پژوهشگر
doi
10.22059/ijar.2021.322526.459667چکیده
هدف اصلی پژوهش حاضربررسی این پرسش است که چرا عدهای از ما به انواع شیوهها از سخنرانی در برابر جمعی می-گریزیم؟ الگوهای فرهنگی، در تشدید هراس و ترس از سخنرانی نقش دارند. با استفاده از رویکردهای نظری مکتبِ فرهنگ و شخصیت و همچنین شیوۀ مطالعۀ اسنادی ادبیات ایران شامل اشعار، ضربالمثلها، گفتارهای رایج و پرکاربرد، به انواع الگوهای فرهنگیِ گریز از سخنرانی، پرداختهام. مکتب فرهنگ و شخصیت، در حوزۀ انسانشناسیِ روانشناختی، با تکیه بر ویژگیهای فرهنگیِ عام جامعه به شناخت شخصیت(های) غالب، میپردازد. شناخت این ویژگیهای عام فرهنگی از طریق مطالعات میدانی یا اسنادی انجام میشود. در ادبیات کهن که در زندگی روزمرۀ کنونیِ ما به صورت فعال ایفاء نقش میکنند، توصیه به سخنرانیگریزی یا ترس از سخنگفتن در جمع، بسیار دیده میشود. برحسب تحلیل محتوای کیفی اطلاعات این پژوهش، انتقال این ترس به سه شیوۀ؛ اولوهیتبخشی به «سکوت»، اولوهیتبخشی به «کنش» و اولوهیتبخشی به «متن مکتوب» رخ میدهد. فراوانیِ توصیه به سخن نگفتن در ادبیات و ضربالمثلها به صورت عام و همچنین کاربرد شیوههای متعدد درونیکردن این نهی از سخنگفتن در زندگی روزمره، شائبۀ شفاهی بودن ما ایرانیان را در دیدگاه مردمشناسان ایرانی، مورد تردید قرار میدهد. فرهنگ شفاهی مبتنی بر سخنگفتن است، در حالی که اشارات بسیاری به ساکت ماندن، نهی از سخنگفتن و توصیه به سکوت در آن وجود دارد. این در حالی است که بنا به شواهد تاریخی و همچنین زندگی روزمره، ضرب المثلها و روایات که در طول این مقاله به نمونههایی از آنها اشاره شد، چنانکه پنداشته میشود، ما از فرهنگ شفاهی غنی برخوردار نیستیم. انواع بسیاری از مذمتهای سخن در گفتار ایرانی لانه کرده است.