ارزیابی بلندمدت احیای پوشش گیاهی مسیرهای چوبکشی بعد از عملیات چوبکشی (مطالعة موردی: جنگل خیرود)

نویسندگان

1 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

2 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

3 گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

4 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.

doi
10.22059/jfwp.2023.358785.1252
چکیده

مدت زمان احیای مسیرهای چوبکشی بعد از عملیات بهره ­برداری به‌منظور بازیابی پوشش گیاهی در راستای حفظ جنگل­ ها اهمیت ویژه­ای دارد. هدف از این پژوهش ارزیابی بلندمدت احیای پوشش گیاهی مسیرهای چوبکشی بعد از عملیات چوبکشی در جنگل خیرود بود. بدین‌منظور تعداد 54 قطعه نمونه (1×1 متری) به‌صورت تصادفی شامل 27 قطعه در مسیرهای چوبکشی با سن بهره ­برداری 5، 10، 15 سال با سه شدت ترافیک کم، متوسط، زیاد و 27 قطعه نمونة شاهد با فاصله 10 متر از مسیر چوبکشی موازی همان مسیرهای برداشت شد و کلیة گیاهان درون قطعات نمونه شناسایی و فراوانی آن­ ها شمارش و گونه ­ها به تفکیک علفی و درختی و خانوادة آن‌ها شناسایی شدند. نتایج نشان داد از میان سه تیمار بررسی شده (شدت ترافیک، سن بهره ­برداری و اثر متقابل ترافیک × سن بهره­ برداری)، عامل شدت ترافیک به‌تنهایی بر احیای پوشش گیاهی در مسیر چوبکشی تأثیر معنی­ داری دارد ولی عامل سن بهره ­برداری و برهمکنش شدت ترافیک و سن بهره ­برداری تأثیر معنی­ داری نداشتند.  نتایج مطالعة حاضر نشان داد که عامل ترافیک تأثیر معنی ­داری بر روی فراوانی گونه ­ها دارد. همچنین در هر سه عامل شدت ترافیک، سن بهره ­برداری و اثر متقابل ترافیک × سن بهره­ برداری، گونه ­های درختی در مقایسه با گونه­ های علفی نسبت به تغییرات خاک تأثیرپذیرتر هستند. بنابراین شدت ترافیک می­ تواند بر تنوع گونه ­ها و تعداد گیاهان در مسیرهای چوبکشی مؤثر باشد و این تأثیر در گونه ­های درختی بیشتر از گونه­ های علفی می ­باشد.