شگردهای تمرکززدایی در قصههای ایرانی به کوشش انجوی شیرازی
نویسندگان
1 دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jcls.2016.2880چکیده
چکیدهپژوهش حاضر با هدفِ یافتن ژرفساختهای تمرکززدایانه بهسراغ افسانههای عامیانهی ایرانی رفتهاست تا با کنکاش در آنها این ظرفیتهای نهفته را آشکارسازد. بنابر یافتههای پیاژه، تمرکززدایی- تمرکزگرایی اصلیترین ژرفساخت ذهنی کودک است که بنابر پیشنهاد خسرونژاد در قالب شگردهایی ویژه در ادبیات کودک نمودمییابد. ضرورت این پژوهش، در ادامهی نظریهی معصومیت و تجربه، تسهیل روند استقلالبخشیدن به ماهیت ادبیات کودک است. در این پژوهش ۳۰ افسانه از مجموعه افسانههای انجوی شیرازی برگزیده و با روش تحلیل محتوای کیفی و تلفیقی از قیاس و استقرا، بر پایهی نظریهی معصومیتوتجربه، کاویده شدند. یافتههای این پژوهش نشانداد که از میان شگردهای تمرکززدایانهی معصومیت و تجربه، شگردهای «اغراق» و «پایانخوش» و «سپیدنویسی» در همهی این افسانهها وجودداشتند درحالیکه شگرد «نمای دور و نزدیک» در هیچیک از افسانهها یافتنشد. جلوههای تازهی تمرکززدایی در افسانههای انجوی شیرازی در قالب 1۳ شگرد بهدست آمدند که عبارتاند از: یکصحنه با دو نما، صحنههای همزمان، نمای باز و نمای بسته، زنجیرهی رخدادها (خوشاقبالی و بداقبالی)، رگبار وارونگی، جابهجایی قهرمان، چندمجلسی، غافلگیری، مناظره، برچسب (متضاد یا همسان)، قصهدرقصه، قصههایزنجیرهای و دگردیسی. آنچه در همهی این شگردها سبب تمرکززدایی میشد، نوعی حرکت و غفلتزدایی یا انتظارشکنی بود.