امکانسنجی تحقّق علوم انسانی اسلامی در پرتو ارزیابی رویکردهای گوناگون پیرامون رابطۀ علم و دین
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد، ایران
2 دکترای فقه و مبانی حقوق، استاد گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد، ایران
3 دکترای علوم قرآن و حدیث، دانشیار دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
doi
10.22034/ksiu.2024.99.7چکیده
هدف: کاستیهای علوم انسانی، موجب شکلگیری ضرورت تحول علوم انسانی در قالب تحقق علوم انسانی اسلامی در جوامع مسلمان شده است. امر مبنایی در تحقق آن، نوع رابطۀ علم و دین است. مسئلۀ مقاله پیشرو این بود که چه نوع رویکردهایی پیرامون رابطۀ علم و دین، مبانی لازم را برای تحقق علوم انسانی اسلامی فراهم میآورند. روش: از آنجا که ارزیابی این امر زمانی میسّر میشود که بتوان رویکردهای گوناگون را با معیاری علمی و متفقعلیه سامان بخشید، معیار تقسیم بر اساس روابط چهارگانۀ منطقی انتخابشده و کلاندیدگاههای موجود ذیل هر رابطه، ارائه و نقّادی شدهاند. این مطالعه با روش کتابخانهای آغاز شد و در قالب روش تحلیلی و انتقادی ادامه یافت. یافتهها: این پژوهش نشان داد رویکردهایی که به تباین، تساوی یا عموم و خصوص مطلق بین علم و دین منجر میشوند، تحقق علوم انسانی اسلامی را منسد یا محدود میکنند. نتیجهگیری: مطابق دلایلی که در متن آمده است، رویکرد تداخل روشمند با ارائۀ تعریف دقیق از علم و دین، جاگذاری درست گزارههای تبیینی و هنجاری، بهرهمندی از تعدد روشی در استنتاج علوم و...، نتایج مثبتی را در تحقق علوم انسانی اسلامی در دوران گذار از علوم سکولار به دست میدهد.