مطالعۀ دستبافتههای ایلی و عشایری ایران با رویکرد بومشناسی فرهنگی، با تأکید بر گلیمهای عشایر بختیاری، قشقایی، شاهسون و کُرمانج
نویسندگان
1 استادیار، گروه فرش، دانشکدۀ هنر، دانشگاه اراک، اراک، ایران
doi
10.22059/ijar.2020.78447چکیده
از گذار درک و شناخت فعالیتهای انسان در زیستبومش میتوان به شناخت پدیدههای بومی رسید. از این رهگذر مصداقها و نمونههای مادی فرهنگ از جایگاه ویژهای برخوردار است. این مصداقها بازتابدهنده اندیشهها، آمال و تخیلات از طریق عینیتبخشی است و پندارهای غیرمادی را به شیوههای مادی و در قالب آثاری عمدتاً از جنس هنر بهظهور میرساند. بر این پایه، دستبافتههای ایلی و عشایری ایران و بهطورخاص گلیمبافتهها محملی برای بازتاب باورها، زیستبوم و عناصر آن، ذهنیات، احساسات و تمنیّات درونی بافندگان است. آنها در هر ایل و منطقهای خاص، بر مبنای باورها و روحیات شخصی، فرهنگ و همچنین محیط زندگی را در کنار هم قرار داده و بهعنوان بخشی از هویت ایلی و جمعی در دستبافته خویش با سبک مختص به خود، بازآفرینی میکند. تعامل و همراهی و پیوستگی میان فرهنگ و زیستبوم در عشایر بسیار چشمگیر است. این مقاله بر آن است تا به بازشناسی دستبافتههای عشایری ایران با تکیه بر گلیم چهار منطقه از منظر مؤلفههای فن-شناختی(ریسندگی، رنگرزی، فنون بافت)، زیباشناختی (طرح و نقش، رنگبندی)، مواد اولیه، ساختار فرهنگی و اجتماعی، منابع انسانی تولید (هنرمندان بافنده) را مورد مطالعه و بررسی قراردهد. جامعۀ نمونه و انتخابی در این تحقیق، چهار ایل بختیاری، قشقایی، شاهسون و کرمانج است. نحوۀ انتخاب نمونهها بهواسطه برجستگی ایلهای یاد شده در تنوع و پرکاری و نقشپردازی گلیمها و همچنین اشتراکات در برخی نقوش میباشد. پژوهش حاضر از نوع بنیادین و روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و جمعآوری دادهها به روش کتابخانهای و میدانی صورت گرفته است.