هستیشناسی مفهوم آنارشی در نظریات خردگرا و تاملگرا در روابط بین الملل
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی
2 استاد گروه روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22124/wp.2018.2792چکیده
مفهوم آنارشی از جمله مفاهیم کلیدی در روابط بینالملل محسوب میشود، از این رو، تمامی نظریههای روابط بینالملل درصدد تبیین و ارائه معنا و تعریف منسجمی از آن هستند. اما همواره نظریات روابط بینالملل فاقد برداشت مشترکی از آنارشی هستند و در میان آنها درخصوص آنارشی اجماعی وجود ندارد. این برداشتهای مختلف به دلیل تفاوت در مبانی فرانظری و بالاخص موضع هستیشناختی نظریات میباشد. در این مقاله سعی میشود جایگاه آنارشی در نظریات خردگرا و بازتابگرا مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، این مقاله به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که آنارشی در نظریات خردگرا و بازتابگرا در روابط بینالملل بر چه نوع هستیشناسی استوار است و چه ماهیتی دارد؟ پاسخ به این سؤال به عنوان فرضیه پژوهش اینگونه مطرح میشود که آنارشی در نظریههای خردگرا بر هستیشناسی مادی استوار است و ماهیتی نسبتاً ثابت و تغییرناپذیر دارد. و در نظریههای بازتابگرا بر هستیشناسی غیرمادی و اجتماعی استوار است و ماهیتی متغیر دارد. خردگرایان، به علت هستیشناسی اثباتگرا، آنارشی را ذاتیِ روابط بینالملل و واقعیتی ثابت و تغییرناپذیر میدانند. بازتابگرایان نیز به علت تأکید بر موضع هستیشناختی فرااثباتگرا، آنارشی را برساختهای میدانند که ماهیتی متغیر و سیال دارد. در این مقاله، نظریههای نئورئالیسم و نئولیبرالیسم در قالب نظریات خردگرا و نیز نظریههای پستمدرنیسم و سازهانگاری در دسته نظریات بازتابگرا قرار میگیرند