معنا شناسی حکم و تأثیر آن در فهم احکام حکومتی

نویسندگان

1 استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه هنر

doi
10.22084/rjir.2018.17377.2530
چکیده

موضوع حکم در تاریخچه منابع فقه سیاسی کارکرد حداکثری داشته است، اما در پیشینه تحقیق این موضوع از حیث پتانسیل معنا شناختی کمتر واکاوی گردیده و به متعلق حکم بیشتر توجه گردیده است. این نوشتار به دو مسأله می‌پردازد: اولاً ارزیابی مفهوم شناسی حکم و خالص‌سازی معناشناسی آن از مفاهیمی مانند فتوا و ثانیاً تأثیر این نوع واژه کاوی در فهم احکام مخصوصاً احکام حکومتی، در جهت ایجاد فرایند پیش‌برنده ساختارهای حکومتی، لذا پرسش اصلی این است که واکاوی معناشناختی حکم چگونه می‌تواند در فهم احکام حکومتی و تأثیر آن در ساختار حکومت اسلامی مؤثر باشد. گرچه حکم نسبت به متعلق خود معنایی متفاوت پیدا می‌کند و طبق متعلقاتش دارای تعاریفی خاص می‌باشد؛ اما این بدان معنا نیست که از معنای لغوی آن عدول گردد. این مقاله با هدف واضح سازی مفهومی به‌عنوان یک مدل ساختاری، به‌دنبال رسیدن به یک فهم دقیق و واضح از معنای حکم در جهت فهم احکام حکومتی می‌باشد. این پژوهش به‌صورت کیفی، کتابخانه‌ای و فیش‌برداری انجام پذیرفته و با توجه به منابع معتبر علمی به ارزیابی و تحلیل ساختار واژه حکم پرداخته تا زمینه نگرشی نو به مباحث فقه سیاسی را فراهم آورد. از یافته‌های این پژوهش آن است که عدم توجه به ساختار معناشناختی بعضی از مفاهیم کاربردی از جمله مفهوم حکم باعث می‌گردد در استفاده از این مفاهیم دچار اشتباهات فاحش معناشناختی شده و دچار پیچیدگی‌هایی در تعریف این واژه گردیم.