تحلیل نقش خاستگاه صنعت در طراحی و انتخاب ساختار اتحادهای استراتژیک
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jibm.2020.292794.3706چکیده
هدف: طراحی ساختار برای اتحادهای استراتژیک، بدون توجه به اقتضائات خاص خاستگاه صنعتی که اتحاد در آن شکل میگیرد، اقدامی پُرریسک است. پژوهش حاضر با طبقهبندی صنایع برحسب تفاوت آنها از حیث فرایند و دستاورد، به کلیدیترین عامل برای انتخاب و طراحی ساختار در هر طبقه از صنایع اشاره میکند. روش: این پژوهش کیفی از استراتژی نظریهپردازی بر مبنای موردکاویهای چندگانه یا رویکرد معنابخشی تفسیری برای بررسی شش نمونه مستقل از اتحادهای استراتژیک میان شرکای ایرانی و خارجی بهره گرفته است. یافتهها: برحسب یافتههای حاصل از تحلیل موردکاویها، هرگاه اتحاد در صنعتی شکل گیرد که از حیث فرایند، مدیریتپذیر و از حیث دستاورد، تفسیرپذیر باشد، مؤلفه حفاظت حقوقی در انتخاب و طراحی ساختار اتحاد، بیشترین تأثیر را خواهد داشت. در شرایط مدیریتناپذیری فرایند و تفسیرناپذیری دستاوردها، مؤلفه اعتماد، به اصلیترین عامل در طراحی ساختار تبدیل میشود. همچنین، مؤلفه سازوکارهای رسمی کنترل در حالت بینابینی مدیریتپذیری فرایند و تفسیرناپذیری دستاورد و مؤلفه هنجارهای اجتماعی در حالت مدیریتناپذیری فرایند و تفسیرپذیری دستاورد به اولویتهای اصلی در طراحی ساختار مبدل میشوند. نتیجهگیری: خاستگاههای صنعتی متفاوت، بر ساختار و سازماندهی بنگاههای تجاری، الزامها و اقتضائات خاصی را حاکم میکنند. برای طراحی ساختار اثربخش و کارآمد، لازم است پس از شناسایی این اقتضائات، از آنها در جایگاه اولویتهای مؤثر بر طراحی ساختار استفاده کرد. الگوی این پژوهش، مبنایی برای طبقهبندی صنایع است و اصلیترین اولویت در طراحی ساختار اتحاد را مشخص میکند.