بینامتنیت در فراداستانِ « قلب زیبای بابور» نوشتهی جمشید خانیان و مخاطب نوجوان

نویسندگان

1 دانشگاه ولیعصر رفسنجان

doi
10.22099/jcls.2015.2011
چکیده

قلب زیبای بابور نوشته‌ی جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به کار گرفتن شیوه‌ای تازه در روایت و گریز از شیوه‌های سنتی‌ست. در فراداستان راوی به شیوه‌های داستان گویی می‌اندیشد همچنین یکی از ویژگیهای فراداستان مهارت در به کارگیری بینامتنیت است. هدف این پژوهش، بررسی مقایسه‌ای و یافتن رّد پای عناصر بینامتنی، دریافت مناسبات آن با متن و در نوبتی دیگر بررسی نقش مخاطب نوجوان در درک این شیوه از داستان‌نویسی است. روش مقاله توصیفی- تحلیلی و بر مبنای آرای مخاطبان است. اصلی‌ترین شگرد خانیان درین داستان ، به کار گیری عناصر بینامتنی و ایجاد مکالمه با داستانهای نام آشنا برای کودکان و نوجوانان به ویژه شازده کوچولو اثر اگزوپری است. احضار متون شناخته شده به این داستان، برای پیشبرد فرایند روایت، شکل گیری عناصر داستان، باورپذیری و القای معانی انجام گرفته است. همچنین نظر مخاطبان نشان می‌دهد که نوجوانان می‌توانند به شکلهای گوناگون با عناصر بینامتنی رابطه برقرار کنند.