تأثیر روش آماربرداری، اندازه و شکل قطعه نمونه بر کمیسازی ساختار جنگلهای شاخهزاد بلوط (Quercus brantii Lindl)
نویسندگان
1 استادیار، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
2 گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
3 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
4 گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
5 گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران.
doi
10.22059/jfwp.2022.344476.1214چکیده
کمیسازی ساختار، از اساسیترین راههای مدیریت پایدار جنگلهاست. این پژوهش با هدف مقایسۀ روش آماربرداری و تأثیر مساحت و شکل قطعات نمونه در کمیسازی ساختار جنگلهای شاخهزاد بلوط در زاگرس میانی اجرا شد. به این منظور، محدودهای 30 هکتاری در جنگلهای قلعهگل خرمآباد مشخص و آماربرداری صددرصد اجرا شد. دادهها در محیط سامانۀ اطلاعات جغرافیایی بهصورت لایههای اطلاعاتی وارد شد. سپس براساس اهداف پژوهش یک شبکۀ منظم تصادفی با ابعاد 100×100 متر مشخص و با شدت 10 درصد 25 قطعه نمونۀ 12 آری (دایره و مربعشکل) برداشت شد. بهمنظور بررسی تأثیر مساحت قطعه نمونه در برآورد ویژگیهای ساختاری جنگل، قطعات مربعی 25، 50، 75 و 100 آری بهصورت تصادفی و با شدت 10 درصد برداشت شد. براساس آزمون من- ویتنی، شکل قطعه نمونه تأثیر معنیداری بر نتایج ندارد و شاخصهای چیرگی و تمایز در همۀ روشها نتایج یکسانی دارند. اما مساحت قطعات و نحوۀ پراکنش آنها بر نتایج دو شاخص آمیختگی و زاویه یکنواخت اثرگذار بوده است. در مقولۀ آمیختگی قطعات 50 تا 100آری و طبق شاخص زاویۀ یکنواخت قطعات 12 و 25 آر با میانگین جامعه اختلاف معنیداری داشتهاند. با وجود این، تفاوت آشکاری در دامنۀ مقادیر و طبقات هیچکدام از شاخصهای ساختاری مشاهده نشد. بر این اساس مجموع روشها و قطعات نمونۀ تحت بررسی، قابلیت مناسبی در تشریح ساختار دارند و در زمینۀ شاخصهای حساستر مانند زاویۀ یکنواخت و آمیختگی با اعمال روشهای اصلاحی همچون تغییر در تعداد همسایگان میتوان خطاهای احتمالی را کاهش داد.