انقلاب اسلامی و برخی ناسازه‌های توسعه

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی دانشگاه بوعلی سینا

2 دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22084/rjir.2019.16993.2496
چکیده

انقلاب اسلامی ایران رخدادی در چارچوب هویت ایرانی- اسلامی و داعیه‌دار سامانی از توسعه و پیشرفت تمدنی بر اساس این هویت ملی و دینی بود. اما امروزه علی‌رغم گذشت چهار دهه بحث در مبانی و اصول توسعه و پیشرفت اسلامی از یک سو و پشت سر گذاشتن شش برنامه جامع توسعه از سوی دیگر، شاهد شکاف میان واقعیت تاریخی و اجتماعی انسان ایرانی با این مبانی و پیشرفت مورد نظر می‌باشیم. بررسی منطق درونی این ناسازه یکی از مهمترین هدف‌های پژوهش حاضر می‌باشد. این مقاله در صدد است با استفاده از روش تحلیلی و در چارچوب نظریه اسپریگنز پرتوی بر منطق درونی برنامه‌های توسعه در ایران پس از انقلاب افکنده و ارتباط راهبرد اقتصادی این برنامه‌ها را با هویت ایرانی- اسلامی بررسی نماید. نگارنده با فرض گسست‌ناپذیری مفاهیم «هویت»، «عدالت» و «توسعه» در منطق اندیشه سیاسی، به بررسی ناسازواری­ راهبرد اقتصادی برنامه‌های توسعه و سیاست تعدیل اقتصادی با هویت ایرانی­- اسلامی پس از انقلاب می‌پردازد. در پایان نیز با ارائه رویکرد قابلیتی آمارتیاسن به توسعه، به بررسی برخی امکانات آن در پرادزش الگوی توسعه مورد نظر در گفتمان انقلاب  اسلامی خواهیم پرداخت.