تئوری سیستمهای انطباقی پیچیده ابزار تحلیلی نظم در محیطهای پیچیده و آشوب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی دانشگاه گیلان
2 دانشیار روابط بین الملل دانشگاه تهران
doi
10.22124/wp.2017.2658چکیده
اصولاً جهانی شدن به عنوان یک فرایند اجتماعی، محدودیتهای خاصی را بر تحلیل واقعیتهای اجتماعی تحمیل میکند. افزایش پیچیدگی سیستمهای اجتماعی کاهش فهم پدیدهها را به دنبال دارد. همزمان ابزار مفهومی روابط بینالملل نیز هم در سطح تحلیل و هم در حوزه عمل ناقص و ناکافی است، که تایید کننده ناکارایی چارچوب مفهومی، برای عمل در پیچیدگی فزاینده واقعیتهای اجتماعی میباشد. از این رو مقاله حاضر با مفروض قرار دادن پیچیدگی در جهان واقعی این پرسش را مورد بررسی قرار داده است که کدام تئوری قدرت تبیین تحولات حادث از پیچیدگی شدن سیستم بینالملل را دارد؟ ماحصل پژوهش حاضر اشاره به این دارد که غیرخطی بودن، ذاتی پدیدههای سیاسی است و مفروضات خطی کمک زیادی به فهم و تحلیل پدیدههای غیرخطی جهان واقعی نمیکنند. بنابراین با توجه به پیچیدگی حاکم بر سیاست بینالملل و پدیدههای جهان واقعی به نظر میرسد تئوری سیستمهای انطباقی پیچیده قدرت تبیین تحولات حادث از پیچیدگی شدن سیستم بینالملل را دارا باشد.