بررسی وضعیت خانه و قلمرو و تغییرات آن در روستاهای کاکاوند (مورد پژوهشی: روستای زئورام)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد انسانشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، انسانشناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/ijar.2019.73482چکیده
این مقاله به بررسی وضعیت خانه و قلمرو و تغییرات آن در روستاهای ایل کاکاوند میپردازد. رویکرد نظری پژوهش مبتنی بر آراء گاستون باشلار در باب «فضا» است. روش پژوهش مردمنگاری و فنون گردآوری داده مشاهده مشارکتی و مصاحبه است. یافتهها نشان میدهد که خانۀ روستایی در هماهنگی با اقلیم و معماری بومی است؛ این خانه به روی جهان گشوده است و روابط اجتماعی گستردهای در درون آن قوام میگیرد و تا سرحدات روستا گسترش پیدا میکند؛ بنابراین رابطۀ درون و برون در آن پویا است. موارد متعددی از قبیل مشارکت و همیاری، منازعات، مناسک، شبنشینی، بازیها و تفریحات دستهجمعی، کاسمسا، زیارت دستهجمعی، عید دیدنی و حوزه عمومی در برساختن روابط اجتماعی، احساس تعلق و شکلگیری خاطره نقش اساسی دارند و مفهوم خانه را به کل روستا تسرّی میدهند؛ اما سیاستهای مسکن ارزان قیمت در سالهای اخیر در حال جایگزین کردن معماریای است که روابط و همبستگی را اجتماعی کاهش داده و روابط درون و برون را تضعیف کرده است. تغییرات جدید و ورود ادوات کشاورزی جدید بسیاری از همیاریها و مشارکتهای محلی را از بین برده است و امکان بازگشت به گذشته و بازسازی معماری سنتی وجود ندارد؛ اما این به معنای عدمامکان احیای زندگی جمعی و گسترش قلمرو خانه نیست؛ کماکان عناصری همچون 1. احیا حوزه عمومی 2. جلوگیری از تبدیل فضای عمومی به فضای خصوصی 3. ایجاد فضاهای ورزشی و ساخت فضاهای عامالمنفعه همچون کتابخانه برای نگهداشت گستردگی مفهوم خانه و ارتقا آن وجود دارد.