تحلیل تطبیقی انقلاب اسلامی ایران با جنبش 14 فوریه بحرین بر اساس نظریه نسل چهارم گلدستون

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه پیام نور

2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)

doi
10.22084/rjir.2018.15850.2363
چکیده

نظریۀ «نسل چهارم گلدستون» به‌عنوان یکی از نظریه‌های متأخری که پیرامون علل رویداد انقلاب‌ها ارائه گردیده، از سوی برخی پژوهشگران حوزه انقلاب اسلامی مورد ارزیابی قرارگرفته است. در پژوهش پیش رو تلاش شده است تا از رهگذر تحلیل تطبیقی انقلاب ایران با جنبش 14 فوریه بحرین به وسیله نظریه نسل چهارم جک گلدستون، شباهت‌ها و تفاوت‌های این دو رخداد را مورد ارزیابی قرار داده و این فرضیه را تبیین ساخت که تشابهات قابل توجهی میان جنبش‌ بحرین و انقلاب ایران وجود دارد. این امر به سبب تأثیرپذیری جنبش‌های مردمی این کشور از انقلاب اسلامی ایران بوده است، و نه دخالت جمهوری اسلامی ایران در بحرین. سؤال پژوهش به‌صورت مشخص ازاین‌قرار است که چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی میان انقلاب اسلامی ایران و جنبش‌ 14 فوریه بحرین وجود دارد؟ یافته‌های این پژوهش که به روش مقایسه تطبیقی و گردآوری منابع مبتنی بر روش کتابخانه‌ای و مصاحبه نخبگانی به‌دست‌آمده، حاکی از این است که جنبش‌های مردمی بحرین به ویژه جنبش 14 فوریه، به سبب تأثیرپذیری از انقلاب‌های معاصر منطقه غرب آسیا به ویژه انقلاب اسلامی ایران، به سبب برخورداری از ماهیت مردمی و روحیه استکبار و استبداد ستیزی مشابهی که بر آنان حاکم بوده، جهت نیل به پیروزی، در مسیرهای یکسانی گام نهاده‌اند که موجب شباهت‌های میان آنان شده است. نظام بحرین جهت نفی تشابهات جنبش 14 فوریه و انقلاب اسلامی ایران، درصدد نفی تأثیرپذیری جنبش‌های بحرین از انقلاب ایران برآمده و علل آن را دخالت میدانی ایران در بحرین می‌داند، درحالی که یافته‌های این پژوهش صحت ادعای مذکور نگارندگان را اثبات می‌کند.