تاثیر برخی محرکهای شیمیایی و عصاره درخت چریش (Azadirachta indica Jussieu) در القاء مقاومت سیستمیک درختان بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) به عوامل بیماریزا
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلداری دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه یاسوج، یاسوج
2 دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلداری دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه یاسوج، یاسوج
3 دانشیار گروه جنگلداری دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه یاسوج، یاسوج
4 دانشیار گروه جنگلداری دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه یاسوج، یاسوج
doi
10.22059/jfwp.2022.335805.1199چکیده
مقاومت سیستمیک یکی از راههای افزایش مقاومت به آفات و بیماریها در گیاهان است. سازوکارهای دفاعی گیاهان را میتوان با برخی محرکهای شیمیایی در برابر تنشهای محیطی تقویت کرد. بدین منظور در این تحقیق از غلظتهای مختلف محرکهایی مانند اسید سالیسیلیک، فسفیت پتاسیم، عصارۀ گیاه چریش، دو سویه باکتری محرک رشد و سم آفتکش ایمیداکلوپراید استفاده گردید و میزان بازدارندگی آنها در شرایط آزمایشگاهی بر روی دو عامل بیماریزای قارچ زغالی بلوط و باکتری Breneria sp. در محیط کشت بررسی شد. همچنین تأثیر این محرکها بر درختان بلوط ایرانی با خشکیدگی تاج در شرایط عرصۀ جنگلی نیز بررسی شد و پس از سه هفته برخی ویژگیهای فیزیولوژیکی درختان مانند محتوای نسبی آب و نرخ نشت الکترولیت برگ، کلروفیل و عملکرد فتوسیستم اندازهگیری شد. نتایج مقایسۀ میانگین دانکن نشان داد که با افزایش غلظت محرکهای یادشده، بازدارندگی آنها در برابر قارچ و باکتری بیماریزا در شرایط آزمایشگاهی بهطور معنیداری افزایش یافت و کمترین تأثیر بازدارندگی را دو سویه باکتری محرک رشد نشان داد. همچنین درختان تیمارشده با عصارۀ چریش، فسفیت پتاسیم و ایمیداکلوپراید توانستند آسیب غشای سیتوپلاسمی خود را بهطور معنیداری نسبت به کنترل (آب مقطر) کاهش دهند و همچنین عملکرد بیشینۀ فتوسیستم در این تیمارها و اسید سالیسیلیک افزایش نشان داد. نتایج بیانگر تأثیرات مثبت همۀ ترکیبات طبیعی بهکار رفته در تحقیق برای کنترل خشکیدگی درختان بلوط ایرانی است و میتوان از آنها برای مبارزه با آفات و بیماریها و بهجای سموم شیمیایی مانند ایمیداکلوپراید استفاده کرد.