بررسی روند آشنی جویی یا انتقام جویی در ادبیات جنگ برای کودک از منظرگفتمان شناسی انتقادی و پیشنهاد یک الگو

نویسندگان

1 دانشگاه پیام نور قاین

doi
10.22099/jcls.2014.1678
چکیده

     در این مقاله تلاش شده است تا الگویی برای تحلیل زبانشناختی ادبیات جنگ از منظر گفتمان شناسی انتقادی ارائه شود و سپس بر پایه ی این الگو سه داستان تحلیل شده است. این داستان­ها از نظر پیگیری روند انتقام جویی یا آشتی­جویی بررسی می­شوند. برای این کار ساخت های گفتمان مدار با توجه به دیدگاه  ون­ دایک(2008, ,2001,1995.1993b ) در مورد قطبی سازی که در اکثر آثار و تحلیل­های وی مطرح می­باشد بررسی شده­اند. یعنی از این جهت که آیا قطبی سازی ما /خودی  و آن ها / دشمن وجود دارد و چنان چه بازنمایی قطبی شده باشد، ایا خودی بازنمایی کاملا قطبی شده ی مثبت و دشمن بازنمایی همه جانبه ی منفی دارد؟ فرض بر این است که داستانی که قطبی شدگی همه جانبه ی خودی و دشمن بصورت سفید و سیاه را داشته باشد روند انتقام جویی و داستانی که فاقد این قطبی شدگی باشد روند آشتی جویی را دنبال می­کند. چنان چه داستانی به بازنمایی یک طرف بپردازد از این نظر خنثی می­باشد. روند آشتی جویی روند مناسبی است برای دوران صلح و پس از جنگ که دوران باز سازی و به سازی روابط بین دو ملت می­باشد. چراکه در این دوران مخصوصا در روایت جنگ برای کودک می توان با تنفر­زدایی از عمل جنگ  و عوامل در­گیر در جنگ و معرفی عامل یا عاملان واقعی و پشت پرده­ی آغازگر جنگ از تحریک حس انتقام­جویی بین دو ملت و لذا بروز جنگ های آینده جلوگیری نمود.