غزاله‌ی خورشید: نگاهی به نظریه و دنیای متن، همراه با دیگرخوانیِ قصه‌ی «خورشید توی آسمان و خورشید توی دل من»

نویسندگان

1 مرکز مطالعات ادبیات کودک دانشگاه شیراز/دانشگاه اسنابروگ آلمان

doi
10.22099/jcls.2014.1146
چکیده

چکیده هدف این جستار، دیگرخوانیِ یکی از کتاب­های مجموعه­ی­ 10 جلدی داستان­های فکری، 10 جلدی نوشته­ی مرتضی خسرونژاد و نشان‌دادنِ توانِ دیگرخوانی در بررسیِ آثار ادبیات کودک و آشکار کردنِ ارزش­هایِ ادبی موجود در اثر بررسیده است. برای دستیابی به این هدف، پس از مروری کوتاه بر پیشینه، معنا و کارکردِ نظریه­ی ادبی، به افسون­وارگی و لغزندگیِ موقعیتِ نقد و نظریه­ی ادبیات کودک نیز به اهمیتِ دیگرخوانی در خویش­بنیان­فکنیِ فلسفیِ کار «نظریه­سازان»، می‌پردازیم. آنگاه برای نشان دادن کاربرد نظریه در عمل، که همان رسیدن به خوانش انتقادی است، از روش پیشنهادی رادریک مگیلیس، یعنی گلچین روش­ها بهره می­گیریم. نخست از دیدگاه اسطوره‌‌ای/کهن‌الگویی (و در همان حال با تأکید بر مفهوم­های نسبیت و تمرکززدایی) به قصه­ی «خورشید توی آسمان و خورشید توی دل من» که به شناختِ دو مفهومِ بنیادیِ تمرکززدایی و زمان می‌پردازد، می‌نگریم. سپس با نگاه به نظریه­ی بینامتنیت می­کوشیم از زاویه­ای دیگر این قصه‌ی فلسفی- ادبی را بررسیم و چراییِ و چه­سانیِ لذّت­آوری­اش را واکاویم. برآیندِ کار دستیابی به طیف­های معناییِ گونا­گون در اثر نگاه به متن از چشم‌اندازهای چند نظریه و آگاهی بر لغزنده بودن معناسازی و معنایابی در ادبیات است.