بازخوانیِ گفتمان اسلام سیاسیِ افغانستان از منظر امام خمینی (ره) (1989-1979م.)
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22084/rjir.2018.15027.2268چکیده
ایران و افغانستان نقش مهمّی در احیاء و اشاعهی گفتمان اسلام سیاسی از دههی 1980م. تاکنون داشتهاند. انقلاب اسلامی ایران، یکی از نقاط عطف گفتمان اسلام سیاسی بود و پس از آن، افغانستان با شکستدادن شوروی (1988م.) به نقطهی قوّتی برای اشاعهی فرامنطقهای گفتمان مذکور مبدّل شد. طی سالهای بحرانیِ دهه-ی مذکور، نهضت مقاومت افغانستان مورد توجّه امام خمینی (ره) قرارگرفت. وی، ضمن بازتعریف و اشاعهی فراملّیِ گفتمان اسلام سیاسی ایران، معتقد به وضعیت نامطلوب رهیافت اسلامخواهی در بسیاری از کشورهای اسلامی بودند؛ درحالی که اسلام سیاسی ملت ایران، از منظر امام (ره)، الگوی مناسب و موفق اسلامخواهی در جهان اسلام بود که دارای ظرفیت و توانایی اشاعه و صدور نرم به سایر کشورها بود. الگوی مذکور، صرفاً بر پایهی مذهب استوار نبود، بلکه ایرانیت و گسترهی تمدن ایرانی را نیز دربرداشت. از اینرو، سؤال اصلی این نوشتار آن است که گفتمان اسلام سیاسیِ افغانستان در دههی 1980م. از نظر امام خمینی (ره)، دارای چه ویژگیهایی بوده است. نویسندگان مقاله با استفاده از روش تحلیل متن گفتمانی درصدد پاسخ به این سؤال برآمدهاند. فرضیه پژوهش حاضر از این قرار است که امام خمینی (ره)، اسلامخواهی، جهاد و بیگانهستیزی را از مهمترین ویژگیهای بارز و مثبت نهضت مقاومت افغانستان میدانستند. امّا به خاطر تفرّق و چنددستگیِ گفتمان اسلام سیاسی در افغانستان، ایشان بر وحدت کلمه در این کشور تأکید داشتند. یافته-های پژوهش حاکی از آن است که امام خمینی (ره) از منظر الگوی ایرانیِ اسلام سیاسی به اسلام سیاسی افغانستان نظر داشته است.