بازخوانی قصه‌های کودکان بر مبنای مولفه‌ی طرح‌‌واره در رویکردِ شناختی

نویسندگان

1 دانشگاه گیلان

2 دانشگاه گیلان

doi
10.22099/jcls.2014.1145
چکیده

 چکیده قصه­های کودکان عموماً در صورت و روایت، ساده و قابل دریافت و در زیرساخت،  غنی و سرشار از نکات شناختی- عاطفی و توانمایگیِ تأویلی‌اند. این قصه­ها گرچه در مقام ارتباط (فرم، روایت و زبان) به راحتی با مخاطب خود رابطه برقرار می‌کنند؛ در مقام کارکرد‌های پنهان و پیچیده، واجد شبکه‌ی عظیم و گسترده­ای از مفاهیم، الگوها، طرح‌واره­های شناختی هستند بیان غیر مستقیم قصه‌ها،  ناخودآگاه کودک را  مخاطب قرار می‌دهد و از رهگذر شناخت و تغییر«طرح‌واره­های» منفی و ناسازگار و جایگزین کردن آن­ها با طرح‌واره­های مثبت و درمانگر، آن­ها را  برای رویارویی با «جهان­هایِ واقع و ممکن» آماده  می‌کند. تاثیر داستان بر رشد کودکان به دلیل در برگرفتن استعاره­ها و طرحواره­ها و تمهید فرایندهای رشد بسیار پیچیده است. قصه­گویی با بیدارکردن نیروهای درونی کودک و استفاده از دانش طرح‌واره­ای او، غیرمستقیم او را از موانع، تضادها و نیز امکان­ها و استعدادهایش آگاه می­کند و او را به تفکر، تعمق و جست‌وجو وا می­دارد. بحث «طرح‌واره» یکی از مباحث مهم و کانونی در حوزه‌ی مطالعات میان‌رشته­ای و علوم‌شناختی است. طرح‌واره­ها نوعی تجربه سازمان یافته و دانش­های بسته­بندی شده­اند که چارچوب­های شناختی ما را به عنوان مجموعه‌ای متشکل از ذهنیت­ها، تصورات، تصاویر و ارزش­ها و احساسات رقم می­زنند. طرح‌واره درمانی بر این است که اندیشه­ها و الگوهای رفتاری منفی به نوعی با تجربه­های منفی دوران کودکی مرتبط­اند و چنانچه این الگوها که آن­ها را طرح‌واره­هایِ ناسازگار می­نامند، به درستی شناخته نشوند، مقابله با آن­ها راه به جایی نمی­برد. در این مقاله قصه­های مشهور کودکان  بر مبنای نظریه طرح‌واره و دو راه حلِ اساسی: «تغییرِ» طرح‌واره­هایِ منفی و ناسازگار و «تعبیر»‌های مثبت و درمانگر، بازخوانی و تحلیل می­شود.