فهم پدیدارشناختی چندهمسری در میان بلوچهای ساکن شهرستان چابهار
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری انسانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ دکتری انسانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/ijar.2018.70510چکیده
این مطالعه پدیدارشناختی در پی آن است تا با بررسی علتهای گسترش چندهمسری در میان بلوچهای ساکن چابهار، به طرح این پرسش بپردازد که علیرغم تحولات توسعهای اخیر در این شهرستان، پدیدۀ چندهمسری چگونه توانسته همچنان خود را بازتولید کند. از سویی دیگر، آیا اساساً زنان بلوچ تمایل و نیز امکان مقاومت در برابر ساختار چندهمسری را دارند یا صرفاً این شرایط را پذیرفتهاند؟ بر اساس نتایج این پژوهش، چندهمسری یا به عبارتی چندزنی در بلوچستان امری کاملاً پذیرفتهشده و جاافتاده است، چراکه در بسیاری موارد تعداد فرزندان و در نتیجه قدرت اجتماعی و اقتصادی خانواده، تیره و نهایتاً طایفه را افزایش میدهد. این امر را باید در برابر موقعیت زنان بلوچ در سلسلهمراتب اجتماعی و اقتصادی، وابستگی مالی آنها، عدمحمایت حقوقی از طلاق و جدایی زن و فقدان پشتیبانیهای اجتماعی قرار داد. بهعلاوه گستردگی این الگوی خانوادگی بیشتر از آنکه ناشی از سن و سال و یا میزان ثروتمندی مردان باشد، زمینه و ریشههای فرهنگی دارد و آن را نمیتوان به یک تیره یا طایفه یا طبقۀ اجتماعی خاص محدود دانست. در مورد پرسش دوم نیز یافتههای تحقیق نشان داد که با وجود آنکه تصمیم به چندهمسری، معمولاً تصمیمی یک طرفه و از طرف مردان است، اما زنان نیز در این میدان عاملانی صرفاً منفعل و پذیرا نیستند، چراکه استراتژیهای مبتنی بر جبران و انتقام مراتبی از کنشورزی را به آنها عطا کرده تا در برابر این ساختار خانوادگی به مقاومت خاموش و غیررسمی دست زنند.