مخالفت امام خمینی با ‌نظام شاهنشاهی پهلوی از منظر قانون اساسی مشروطه؛ فرایند یک تحول

نویسندگان

1 دانشیار گروه تاریخ؛ دانشگاه تهران

2 دانشجوی دوره دکتری تاریخ انقلاب اسلامی، پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی

doi
10.22084/rjir.2017.12039.1968
چکیده

در پژوهش حاضر، تلاش شده است، با بهره‌گیری از تکنیک یا الگوی «ردیابی فرایند» و به‌شیوه بررسی تاریخی، روند مخالفت‌ آیت‌الله خمینی با حکومت پهلوی، در چارچوب قانون اساسی مشروطه و متمم آن، طی سالهای دهه 1340 و پس از آن، مورد ارزیابی توصیفی- تحلیلی قرار گیرد. مسئله مورد بررسی، ردیابی فرایندی است که به‌تحولی بنیادین در نگرش آیت‌الله خمینی نسبت به‌قانون اساسی مشروطه و مشروعیت‌زدایی قطعی از حکومت پهلوی انجامید. در چارچوب پرسش‌های اصلی و فرعی، مدعای پژوهش، جایگاه قانون اساسی مشروطه و متمم آن را، در مقاطع مختلف، در نزد آیت‌الله خمینی تبیین کرده و به‌دلایلی خواهد پرداخت که، تحولی بنیادین در نگرش ایشان نسبت به‌نظام مشروطه و ضرورت از میان برداشتن حکومت پهلوی، ایجاد نمود. مسئله مورد بررسی، ردیابی فرایندی است که به‌تحولی بنیادین در نگرش آیت‌الله خمینی نسبت به‌قانون اساسی مشروطه و مشروعیت‌زدایی قطعی از حکومت پهلوی انجامید. در چارچوب پرسش‌های اصلی و فرعی، مدعای پژوهش، جایگاه قانون اساسی مشروطه و متمم آن را، در مقاطع مختلف، در نزد آیت‌الله خمینی تبیین کرده و به‌دلایلی خواهد پرداخت که، تحولی بنیادین در نگرش ایشان نسبت به‌نظام مشروطه و ضرورت از میان برداشتن حکومت پهلوی، ایجاد نمود. در چارچوب پرسش‌های اصلی و فرعی، مدعای پژوهش، جایگاه قانون اساسی مشروطه و متمم آن را، در مقاطع مختلف، در نزد آیت‌الله خمینی تبیین کرده و به‌دلایلی خواهد پرداخت که، تحولی بنیادین در نگرش ایشان نسبت به‌نظام مشروطه و ضرورت از میان برداشتن حکومت پهلوی، ایجاد نمود.