یک رویکرد تحلیل تصمیمگیری برای رتبهبندی منابع خودکارآمدی معلمان: چارچوب ترکیبی SIWEC–BWM–E-RADAR در آموزش ESP بالینی
نویسندگان
1 دانشکده آموزش، دانشگاه فناوری مارا (UiTM)، سلانگور، مالزی.
2 دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه شهری لانژو، استان گانسو، چین 730070.
doi
10.22105/dmor.2025.557001.2032چکیده
هدف: این مقاله به بررسی نحوه شکلگیری باورهای خودکارآمدی معلمان ESP چینی شاغل در دانشکدههای پزشکی میپردازد. هدف اصلی پژوهش، ارزیابی میزان اهمیت چهار منبع اصلی خودکارآمدی معلمان در فرایند تدریس است.روششناسی پژوهش: پژوهش حاضر از طرح پژوهشی آمیخته (Mixed-Method) بهره میگیرد. بدین منظور، از روش روایتپژوهی (Narrative Inquiry) شامل مصاحبههای ساختاریافته، یادداشتهای تاملی و مشاهدههای کلاسی برای شناسایی و درک تجربههای زیسته معلمان استفاده شده است. سپس، بینشهای حاصل به یک ساختار تصمیمگیری مبتنی بر معیارها تبدیل شدهاند. برای تعیین وزن و میزان اهمیت هر یک از پنج معیار ارزیابی، از روش ترکیبی وزندهی SIWEC–BWM استفاده شده است. در ادامه، یک راهبرد نوین تصمیمگیری با عنوان مدل RADAR بهبودیافته ( Enhanced RADARیا E-RADAR) ارایه میشود که بهمنظور ارزیابی و رتبهبندی چهار منبع خودکارآمدی معلمان به کار میرود.یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل روایتی نشان میدهد که خودکارآمدی معلمان ESP عمدتا از طریق تجربههای تسلط (Mastery Experiences)، تجربههای جانشینی یا مشاهدهای (Vicarious Experiences)، تاثیرات اجتماعی (Social Influences) و وضعیتهای هیجانی و فیزیولوژیکی شکل میگیرد. ارزیابی یکپارچه مبتنی بر تحلیل تصمیمگیری چندمعیاره نشان داد که تجربه تسلط مهمترین و پایدارترین عامل در شکلگیری خودکارآمدی معلمان است؛ پس از آن تجربه جانشینی و ترغیب اجتماعی قرار دارند، در حالی که وضعیتهای هیجانی و عاطفی کمترین تاثیر را دارند، زیرا اثرگذاری آنها کوتاهمدت است. نتایج حاصل از مدلهای E-RADAR و E-RADAR II کاملا یکسان بوده که این امر پایداری و قابلیت اطمینان سیستم را در شرایط مختلف توزیع وزنها و سناریوهای انحراف تایید میکند.اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش یک روش نوین ارایه میدهد که روایتپژوهی را با یک چارچوب تصمیمگیری چندمعیاره بهبودیافته تلفیق میکند تا منابع خودکارآمدی معلمان در آموزش ESP مورد ارزیابی قرار گیرند. معرفی مدلهای E-RADAR و E-RADAR II ابزار تحلیلی نوآورانهای را در اختیار پژوهشگران قرار میدهد تا ابعاد روانشناختی پیچیده موجود در زمینههای آموزشی خاص را بهصورت نظاممند تحلیل کنند. یافتههای پژوهش توصیههای کاربردی مشخصی ارایه میکند که میتواند به ارتقای مهارتهای معلمان، بهبود طراحی برنامههای درسی ESP و تدوین سیاستهای اثربخش در موسسات آموزش پزشکی کمک کند.