زیرگروه نرمال M فازی نوتروسوفیک برای بهبود تصمیمگیری چندمعیاره
نویسندگان
1 گروه ریاضیات، دانشگاه مادورای کاماراج (کالج هنر GTN-خودگردان)، دیندیگول، مادورای، تامیلنادو، هند.
2 گروه ریاضیات، دانشگاه مادورای کاماراج (کالج هنر GTN-خودگردان)، دیندیگول، مادورای، تامیلنادو، هند.
3 گروه ریاضیات، دانشگاه آنا (کالج مهندسی و فناوری PSNA- خودگردان)، دیندیگول، چنای، تامیلنادو، هند.
4 گروه ریاضیات، دانشگاه آنا (کالج مهندسی S.A)، چنای، تامیلنادو، هند.
doi
10.22105/dmor.2025.530520.1970چکیده
هدف: در مسایل معاصر و پیشرفته تصمیمگیری چندمعیاره، پیچیدگی و عدمقطعیت از چالشهای غالب محسوب میشوند. مدلهای ریاضی کلاسیک قادر به بازنمایی دقیق اطلاعات فازی، ناسازگار و ناقص نیستند. در این مقاله، یک ساختار جبری جدید با عنوان زیرگروه نرمال M فازی نوتروسوفیک توسعه داده میشود تا با تلفیق همزمان فازیبودن و نامعینی در قالبی مبتنی بر نظریه گروهها، دقت تحلیلهای MCDM ارتقا یابد.روششناسی پژوهش: مدل پیشنهادی بر اصول منطق نوتروسوفیک استوار است و مولفههای صدق (Ŧij)، عدمتعیینپذیری (Īij) و کذب (Ƒij) را بهصورت متمایز مدلسازی میکند تا نظریه گروه کلاسیک را برای نمایش روابط تصمیمگیری در شرایط نامطمئن و نادقیق تعمیم و گسترش دهد. نوآوریهای مشخص این پژوهش در مقایسه با رویکردهای پیشین MCDM نوتروسوفیک عبارتاند از: 1- معرفی رسمی یک لایه جبری مبتنی بر گروههای M بهمنظور ساختاردهی و پایدارسازی عملیات تجمیع، بهگونهای که سازگاری نتایج تحت تغییر ترتیب خبرگان یا معیارها تضمین شود، 2- تعریف خاصیت زیرگروه نرمال M فازی نوتروسوفیک که نرمالبودن سلسلهمراتب تصمیمگیری را حفظ کرده و استحکام ریاضیای را فراهم میآورد که در مدلهای فازی و شهودی پیشین وجود نداشته است، 3- ادغام عملگرهای وزندهی و تجمیع نوتروسوفیک استخراجشده از عملیات زیرگروههای M که امکان ترکیب دقیقتر دیدگاههای خبرگان و وابستگی متقابل معیارها را فراهم میکند و 4- ارایه یک بستر الگوریتمی مشترک که میتواند با روشهای موجود MCDM نظیر TOPSIS،VIKOR و سایر روشها تلفیق شده و توانمندی آنها را در مواجهه با عدمتعیینپذیری بهصورت جبری، بهجای رویکردهای ابتکاری، گسترش دهد.یافتهها: مشخصهسازی این ساختار جبری، تحلیل ویژگیهای برجسته آن و ارایه مثالهایی برای نمایش کاربردپذیری عملی آن ارایه شده است.اصالت/ارزش افزوده علمی: رویکرد پیشنهادی ابزاری مدلسازی دقیقتر، انعطافپذیرتر و از نظر منطقی سازگارتر برای سیستمهای پیچیدهای ارایه میدهد که عدمقطعیت و ناسازگاری بهطور ذاتی در آنها وجود دارد؛ امری که منجر به افزایش دقت و تفسیرپذیری تحلیلهای تصمیمگیری میشود.