ساختار روایت در لالایی‌های ایرانی

نویسندگان

1 دانشگاه یزد

2 دانشگاه یزد

doi
10.22099/jcls.2012.428
چکیده

لالایی­های ایرانی بخشی از ترانه­های عامیانه و ماندگار و کهن ایرانی است که ریشه در گذشته­های دور دارد. سراینده‌ی نخستین لالایی­ها بر ما معلوم نیست؛ اما سادگی زبان و نیز کاربردی بودن آن‌ها در میان مردم دوره­های مختلف، یکی از رازهای ماندگاری این ابیات زیبا است. لالایی­ها افزون بر آن‌که نوای آرام‌بخشی برای خواب کودک بوده­اند، راهی برای بیان دردها و رنج­های مادران نیز بوده‌اند و این خود پیوندی میان ادبیات زنان و ادبیات کودکان برقرارکرده است. مادر، کودک را هم‌راز خود دانسته و از نگفته‌های خود با او سخن گفته است. این سخنان شنیدنی هرچند که ساده بیان شده­اند؛ اما در خود ساختاری دارند که در این مقاله، از دیدگاه روایت‌شناسانه بررسی شده است. در پژوهش حاضر نخست به بیان شاعرانگی در لالایی­ها و سپس به توضیح چیستی روایت و ساختار آن و در پایان به بررسی ساختار روایت در لالایی­ها پرداخته­ایم. در این لالایی­های همچون یک داستان، ساختار روایت با بخش­هایی چون زمان، مکان، راوی، بازگشت به گذشته، کنش رو به اوج، بحران یا گره‌فکنی و گره‌گشایی و... دیده می­شود.