بازسازی اجتماعی مناطق جنگزده: روایت شکلگیری مجدد اجتماعات هویتی روستایی در سه روستای نژمار، قلاجی و قلعهگاه
نویسندگان
1 دکترای جامعهشناسی توسعه روستایی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 استادیار گروه مطالعات توسعه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijar.2016.60809چکیده
از مسائل مهم در دوران بعد از فاجعهها از جمله جنگها، مسئله بازسازی ویرانیها و همچنین برپایی حیات اجتماعی در جامعه آسیبدیده است. مقاله حاضر به بررسی ابعاد فرایند بازسازی اجتماعی جوامع جنگزده میپردازد. مطالعه میدانی در سه روستای جنگزده استان کردستان (نژمار، قلاجی و قلعه گاه) انجام شد. پژوهش با بهکارگیری روشهای کیفی تجربه خانوادههایی را در کانون مطالعه قرار میدهد که به طور مستقیم از جنگ متأثر گشتهاند. رویکرد مطالعه، روایتشناسی مردمی است که در آن از نگرشهای کلان و از بالا به پایین فاصله گرفته و بر تجربههای و روایتهای بومی تمرکز شده است و پویشهای اجتماعی و فرهنگی را مد نظر قرار میدهد. در این مطالعه بازسازی اجتماعی بر اساس شش مؤلفه اعتماد اجتماعی، همزیستی اجتماعی، تعهد به اجتماع، سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی و سرمایه فرهنگی بررسی شده است. یافتهها حاکی از سلطه رویکرد فیزیکی و مادی به بازسازی است؛ اما با وجود غیاب تعهدات بوروکراتیک در اهتمام به ابعاد اجتماعی و فرهنگی، شاهد نوعی بازسازی اجتماعی خودجوش و بومی بودهایم که وامدار درجههای بالایی از سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی، تعهد اجتماعی، همبستگی اجتماعی و همزیستی اجتماعی درونگروهی بوده است. در این میان نقش همبستگی قومی و دانش بومی در تداوم حیات اجتماعی پررنگ است. از نکتههای مهم در زمینه زندگی و روابط اجتماعی در روستاهای مورد بررسی اهمیت فراوان یکپارچگی و صلح پیش از فاجعه است. پیریزی یک جامعه محکم و پایدار، در کنار ساختوسازهای اصولی مقاوم در برابر مخاطرات شامل برقراری همبستگی اجتماعی و احساس تعهد اجتماعی، یکپارچگی و وحدت و صلح میان افراد و گروههای متفاوت اجتماع نیز است.