عنصر روایت در ترانه‌های کودکانه‌ی مصطفی رحماندوست

نویسندگان

1 دانشگاه گیلان

2 دانشگاه گیلان

doi
10.22099/jcls.2012.432
چکیده

آثار ادبی کودکان با اهداف متفاوتی خلق می‌شوند. زمینه‌سازی برای رشد جنبه‌های فردی و اجتماعی کودکان و پرورش استعدادهای ذهنی و شکوفایی ذوق هنری آنان، از جمله اهداف ادبیات کودکان است که تولیدکنندگان این دسته از آثار  برای رسیدن به اهداف بالا و اثر‌گذاری بیش‌تر بر مخاطبان از شگردهای گوناگونی بهره می‌گیرند. استفاده از قالب ترانه و گزینش ساختار روایی در ترانه‌سرایی برای کودکان یکی از شیوه‌های تولید آثار ادبی است. این مقاله برآن است تا عنصر روایت را در ترانه‌های کودکانه‌ی مصطفی رحماندوست بررسی کند و ویژگی­های روایی آن‌ها را توصیف و تبیین نماید و با در نظر داشتن خصوصیات داستان‌های مینی‌مالیستی، عناصر داستانی شکل دهنده‌ی روایت‌های رحماندوست را در ترانه‌ها تحلیل کند؛ عناصری مانند پیرنگ، کانون ‌روایت، شخصیت‌پردازی، صحنه‌پردازی، درون‌مایه، لحن، سبک و زبان. این تحقیق، در نظر دارد جنبه‌های زیبایی‌شناسانه‌ی ترانه‌های روایی کودکان را باز نمایاند و ویژگی‌های خاصّ روایت کودکانه را توضیح دهد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه‌ی گردآوری اطّلاعات، کتابخانه‌ای است و در این پژوهش ده ترانه از سروده‌های رحماندوست بررسی می‌شود. یافته­های این پژوهش نشان داد که رحماندوست با بهره‌گیری از پیرنگ کلاسیک، قهرمان منفرد و فعّال، کانون روایتی منِ دانای کلّ محدود، زبان عامیانه و گفتاری، لحن برون‌گرا و همچنین با استفاده از شیوه‌ی مینی‌مالیستی در شخصیت‌پردازی و صحنه‌پردازی به ساختار روایی منسجمی دست یافته است.