برخی تکنیک‌های جدید فاصله در مجموعه‌های فازی ارتوپایر باq -رنگ و کاربرد آن‌ها در معاینات پزشکی مبتنی بر روش‌های تصمیم‌گیری

نویسندگان

1 گروه ریاضیات، دانشگاه جوزف سارووان تارکا، ماکوردی، نیجریه.

2 گروه ریاضیات، دانشکده هنر و علوم، دانشگاه بالیک‌اسیر، کد پستی ۱۰۱۴۵، بالیک‌اسیر، ترکیه.

3 گروه ریاضیات، دانشگاه جوزف سارووان تارکا، ماکوردی، نیجریه.

4 گروه ریاضیات، دانشکده مهندسی و علوم طبیعی، دانشگاه ایستینیه، ساری‌یر، ۳۴۳۹۶، استانبول، ترکیه.

doi
10.22105/dmor.2025.530184.1967
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف بهبود دقت ارزیابی میزان بحرانی‌بودن وضعیت پزشکی بیماران انجام شده است؛ به‌گونه‌ای که عدم‌دقت، عدم‌قطعیت و تردید ذاتی موجود در اطلاعات بالینی را به‌طور موثر مدنظر قرار دهد. این مطالعه می‌کوشد با توسعه توابع فاصله نوین در چارچوب مجموعه‌های فازی دوارتایی q-rung (q-rung orthopair fuzzy)، بر محدودیت‌های روش‌های سنتی تصمیم‌گیری غلبه کند.روش‌شناسی پژوهش: در این تحقیق، توابع فاصله جدیدی مبتنی بر مجموعه‌های فازی دوارتایی q-rung پیشنهاد می‌شود که توانایی بهتری در مدل‌سازی داده‌های پزشکی نامعین و نادقیق دارند. خواص نظری این معیارهای فاصله از نظر ویژگی‌های استاندارد توابع فاصله مورد تحلیل قرار گرفته و قدرت تفکیک‌پذیری و استحکام (robustness)  آن‌ها ارزیابی می‌شود. کاربردپذیری عملی روش پیشنهادی از طریق یک چارچوب تصمیم‌گیری پزشکی با در نظر گرفتن چندین مورد بیمار نشان داده می‌شود؛ به‌طوری که شاخص‌های بالینی کلیدی نظیر علایم حیاتی، نتایج آزمایش‌های آزمایشگاهی و شدت علایم برای رتبه‌بندی بیماران بر اساس شدت وضعیت بیماری به کار گرفته می‌شوند .یافته‎ها: نتایج نشان می‌دهد که توابع فاصله پیشنهادی در مقایسه با معیارهای فاصله موجود در مجموعه‌های فازی دوارتایی q-rung، به‌ویژه از نظر قدرت تفکیک‌پذیری و استحکام، عملکرد برتری دارند. به‌کارگیری این توابع در سناریوهای تصمیم‌گیری پزشکی بیانگر آن است که روش پیشنهادی قادر است بیماران را به‌درستی بر اساس شدت وضعیت رتبه‌بندی کرده و موارد بحرانی‌تر را با دقت شناسایی کند. تحلیل‌های مقایسه‌ای نیز برتری رویکرد ارایه‌شده را نسبت به سایر روش‌های مبتنی بر توابع فاصله تایید می‌کند .اصالت/ارزش افزوده علمی: این مطالعه با معرفی توابع فاصله جدید در چارچوب مجموعه‌های فازی دوارتایی q-rung که به‌طور خاص برای مواجهه با عدم‌قطعیت در تشخیص‌های پزشکی طراحی شده‌اند، سهم علمی قابل‌توجهی در توسعه نظریه مجموعه‌های فازی ارایه می‌دهد. افزایش قدرت تفکیک‌پذیری و استحکام در تصمیم‌گیری‌های بالینی، این روش‌ها را به ابزاری قابل‌اعتماد برای ادغام در سامانه‌های پشتیبان تصمیم‌گیری بالینی تبدیل می‌کند.