حق به شهر؛ شهر موجود و شهر مطلوب آنچه که هست و آنچه که باید باشد
نویسندگان
1 کارشناس ارشد برنامهریزی شهری دانشگاه تهران
2 استاد دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijar.2015.59014چکیده
در سالهای اخیر همزمان با از دست رفتن کارایی ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شهر، بحرانهای شهری با مطالبات شهروندی رخ نشان میدهند و از «حق به شهر» سخن میرود. حق به شهر ابزار مفهومی مناسبی را برای نقد وضع موجود شهرها فراهم میآورد. موضوع حق به شهر هم موضوع شهر موجود است، شهری که هست و هم موضوع شهر مطلوب، شهری که باید باشد. مقاله خاستگاه فلسفی این مفهوم را از دیدگاه واضع آن، هانری لوفبور واکاوی میکند. او بر این باور است که انباشت سرمایه در جوامع سرمایهداری معاصر، از طریق شهری شدن اتفاق میافتد و همزمان نظارت بر و مراقبت از شهر از شهروندان گرفته و منافع حاصل از شهری شدن به نفع سرمایه (دولتی یا خصوصی) مصادره میشود. حق به شهر به طور عام درصدد پس گرفتن نظارت بر و مراقبت از شهر و استفاده از منافع شهری شدن سرمایه است. امروزه حق به شهر موضوع جنبشهای اجتماعی و اصلاحات قانونی بسیاری در سراسر جهان شده است که به چند تجربه عملی در این زمینه نیز اشاره میشود. تجاربی که نشان میدهد حق به شهر خواستهای مدنی و قانونی است. از این سبب شاید بتوان گفت که برخی شکستهای برنامهریزی شهری در ایران به دلیل نشناختن حق به شهر است. در بازخوانی متن هانری لوفبور درباره حق به شهر مواردی فهرست مطرح میشوند که به طور خلاصه و جامع این مفهوم را پوشش میدهند.